مفهوم تنظیم خانواده

مفهوم تنظیم خانواده

تنظیم خانواده عبارت از آن است که در یک خانواده، پدر و مادر به دلخواه خود و بر پایه آگاهی و بینش و تصمیم گیری مسئولانه با به کار بردن یکی از روشهای پیشگیری از بارداری، تعداد فرزندان خود را با توجه به امکانات اقتصادی و قدرت جسمی و روانی خود تنظیم کنند و بدینوسیله در توسعه اجتماعی کشور نیز سهیم شوند.همه خانواده ها حق دارند آگاهانه و آزادانه تصمیم بگیرند چند فرزند و با چه فاصله زمانی داشته باشند.اولین بچه شان کی به دنیا بیاید و آخرینشان چه زمانی متولد شود.از روشهای پیشگیری استفاده کنند یا نه و از چه روشی بهره ببرند.

برای کاهش میزان حاملگی ناخواسته، افراد نیاز به مشاوره درست و آموزشهای صحیح از سوی پرسنل بهداشتی دارند تا بتوانند در نهایت، خودشان روشهای پیشگیری از بارداری را متناسب با وضعیت بدنی خود انتخاب کنند.سیاست تنظیم خانواده نوعی سیاست برنامه ریزی جمعیتی است که خانواده ها همسو با امکانات بالقوه جامعه و نیازهای برنامه ریزی شده اجتماعی تعداد فرزندی که مایلند به طور ارادی بیاورند را دارا هستند.

تنظیم خانواده مجموعه اقداماتی است که افراد و زوجها را یاری میدهد تا از داشتن فرزند ناخواسته جلوگیری کنند و فاصله بین فرزندان را خود تنظیم نمایند.

آموزش و مشاوره ، تامین وسایل جلوگیری از حاملگی و دسترسی آسان به آن و کمک به کسانی که دچار ناباروری هستند و آموزش خانواده ها درباره فرزندان از جمله خدماتی هستند که بهداشت باروری را شامل میشوند. شناخت رشهای مختلف جلوگیری ازبارداری و آکاهی نسبت به مزایا و معایب هر روش میتواند خانواده را برای انتخاب مناسب ترین روش در پیشگیری از حاملگی ناخواسته راهنمایی کند.

تنظیم خانواده به معنی پیشگیری از حاملگی‌های ناخواسته‌ای برای تأمین سلامت خانواده و اجتماع در قالب مفاهیم زیر است:
۱-محدود کردن تعداد فرزندان ۲-پیشگیری از بیماریهای دوران جنینی ۳-پیشگیری از انتقال ناهنجاریهای ژنتیکی ۴-جلوگیری از عوارض حاملگی و زایمانهای مکرر برای مادر ۵-درمان نازایی فراهم آوردن زمینه مساعد برای تأمین سلامت جسمانی ، روانی و اجتماعی اعضاء خانواده از یک طرف و رسیدن به یک ساختار سنی مناسب جمعیتی و تأمین سلامت اجتماع از طرف دیگر می باشد.
اسلام و تنظیم خانواده
اسلام به زندگی انسان از زاویه وسیعی که تمام مصالح عالی بشریت را با توجه به کلیة جنبه‌ها و هدفهای زندگی که تکامل جسم و روان و بقاء انسان می‌باشد نگریسته و با منطق واقع بینی بطرز شایسته ای احتیاجات اساسی او را در چهارچوب یک زندگی دسته جمعی به شکلی تنظیم نموده و دستورالعمل حیات را بنحوی مقرر کرده است که به بهترین وجهی هدف بقاء نوع انسان تأمین گردد.
با وجود اینکه دین مبین اسلام ازدواج را امری پسندیده شمرده، لیکن بی‌چون و چرا بر افراد تحمیل نکرده است. تجرد را در هر شرایطی گناه ندانسته و مجازاتی نیز برای آن تعیین ننموده است. شریعت اسلامی با بیش از ۵۵۰ میلیون پیرو در سطح جهان به کسی که به علل جسمانی اقتصادی و اجتماعی قادر به انجام وظایف زناشویی نیست ازدواج را تحصیل نمی‌کند.
حال ببینیم نظر اسلام دربارة تنظیم خانواده چیست؟ گر چه مقام مذاهب بزرگ هر گونه جریان طبیعی را ناشی از اراده و خواست خدا می‌دانند لیکن در تفسیر چگونگی رابطه و اثر ارادة خدا و جزئیات طبیعی و خواست و ارادة انسان بین مذاهب اختلافاتی مشهود است.

اهداف تنظیم خانواده:
-کاهش مرگ و میر مادران به علل ناشی از بارداری و مسائل مربوط به آن و تأمین سلامت آنان(زایمان های متعدد خطر مرگ و میر مادران را افزایش می دهد.
-کاهش مرگ و میر کودکان و سالم به دنیا آمدن آنان و جلوگیری از ایجاد بیماریهای ژنتیکی و ناهنجاریهای مادرزادی
-جلوگیری از زایمان های زودهنگام و دیرهنگام(حاملگی برای مادران قبل از ۱۸ سالگی و بعد از ۳۵ سالگی توصیه نمی شود)
-جلوگیری از سوء تغذیه مادران و کودکان، با فاصله گذاری مناسب بین فرزندان
-فراهم کردن زمینه مساعد برای تأمین سلامت جسمانی و روانی کل خانواده
-جلوگیری از حاملگی های ناخواسته و نهایتاً جلوگیری از سقط جنین های غیرقانونی
-کاهش رشد جمعیت
بنابراین ملاحظه می شود که یکی از اصلی ترین محورهای برنامه های تنظیم خانواده ارتقای سلامت مادر و کودک از طریق آگاهی رسانی به جامعه و تسهیل دسترسی به خدمات تنظیم خانواده در بخش های دولتی و خصوصی بوده است.قابل ذکر است در حال حاضر ۱۰ روش پیشگیری از بارداری در کلیه مراکز بهداشتی درمانی و خانه های بهداشت به صورت رایگان به مردم ارائه می گردد.

اثرات تنظیم خانواده بر بهداشت
۱-اجتناب از حاملگیهای ناخواسته و وقوع تولدهای دلخواه
۲-ایجاد تغییر در تعداد کل متولدین توسط هر مادر
۳-فاصله گذاری با ایجاد تفاوت در فواصل بین حاملگیها
۴-زمان بندی یا ایجاد تغییرات در زمان وقوع تولد خصوصاً اولین و آخرین تولد در ارتباط با سن والدین خصوصاً سن مادر

پیام مهم در تنظیم خانواده
۱-دختران قبل از سن ۱۸ سالگی به دلیل حفظ سلامتیشان نباید باردار شوند همچنین از نظرفیزیکی زنان آمادگی لازم جهت باردار شدن را تا سن ۱۸ سالگی ندارند.کودکانی که از مادران کمتر از ۱۸ سال متولد شده‌اند، عموماً زودتر از موقع مقرر به دنیا آمده، در هنگام تولد وزن آنان کم می باشد و امکان مرگشان در سال اول زندگی بسیار زیاد است.علاوه بر آن سلامت مادرانشان نیز در خطر می باشد. در جوامعی که دختران در سنین پائین ازدواج می‌کنند زوج‌ها باید با استفاده از برنامه‌های تنظیم خانواده، اولین بارداری را حداقل تا سن ۱۸ سالگی به تعویق اندازند.
۲-بعد از سن ۳۵ سالگی نیز بارداری و زایمان سلامت را به خطر می‌اندازد. اگر زنی بیش از ۳۵ سال داشته و ۴ بار یا بیشتر زایمان کرده باشد، حاملگی بعدی خطری جدی برای خود او و نوزاد متولد شده‌اش خواهد بود.
۳-برای حفظ سلامت مادر و نوزاد، قبل از آنکه مادر دوباره باردار شود، والدین باید صبر کند تا فرزند کوچکشان لااقل دو ساله شود یکی از بزرگترین خطراتی که سلامت و رشد کودک زیر ۲ سال را تهدید می‌کند،تولد نوزاد جدید است. زیرا تغذیه با شیر مادر بطور ناگهانی متوقف می‌شود و مادر فرصت تهیه غذای کمکی برای فرزند کوچک خود را ندارد.
۴-بعد از هر حاملگی و زایمان، دو سال طول می‌کشد تا بدن مادر بهبود کامل یابد بنابراین مادرانی که بین زایمانهایشان لااقل دو سال فاصله را رعایت نکنند، خطر بیشتری سلامت آنها را تهدید می‌کند.

اهداف تنظیم خانواده

کاهش مرگ و میر مادران به علل ناشی از بارداری و تامین سلامت آنان

کاهش مرک ومیر کودکان از طریق جلوگیری از رشد و تکامل نابهنجار جنین و کاهش بیماریهای ژنتیکی.

جلوگیری از سوء تغذیه مادران و کودکان با فاطله گذاری مناسب بین فرزندان

پرهیز از بدنیا آمدن کودک ناخواسته که خود به خود کاهش سقط های عمدی را بدنبال دارد.

داشتن فرزند به تعداد دلخواه و تعیین تعداد آنان با توجه به شرایط حاکم بر خانواده

برخورداری خانواده از سطح زیستی معقول

برخورداری افراد از تعلیم و تربیت بهتر

بهبود وضع مالی خانواده

تضمین ثبات خانواده

تامین بهتر خدمات و تسهیلات عمومی توسط مسئولین برای افراد جامعه

افزایش مشارکت زنان در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی

کاهش رشد جمعیت و هماهنگی آن با توسعه اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه

انواع روشهای پیشگیری از بارداری

روش های جلوگیری از بارداری را میتوان به ۴ گروه عمده تقسیم نمود:

۱- روشهای طبیعی : منقطع ، ریتم

۲- روشهای مکانیکی : کاندوم، دیافراگم ، اسفنج ، کلاهک ، IUD

3- روشهای طبی : قرص ، آمپول

۴- روشهای جراحی : توبکتومی ، وازکتومی

قرصهای ترکیبی
توضیح روش : یکی از بهترین و مطمئن ترین روشهای جلوگیری از بارداری ، مصرف قرص های ترکیبی ( حاوی استروژن و پروژسترون ) است که به دو شکل یک مرحله ای ( LD و HD ) و سه مرحله ای ( تری فازیک ) موجود می باشد ، مصرف این قرص ها هر روز بوده ، که در بسته های ۲۱ عددی در دسترس هستند .
مکانسیم عمل:

۱- جلوگیری از تخمک گذاری

۲- تاثیر بر مخاط داخلی رحم

۳- ایجاد اشکال در ورود اسپرم به داخل رحم به دلیل افزایش ضخامت موکوس

۴- جلوگیری از لقاح از طریق تاثیر بر حرکات لوله های رحم
مزایا :

اثر بخشی بالا ( ۹/۹۹ درصد )

برگشت سریع باروری پس از قطع روش

منظم شدن ، کاهش درد و خونریزی قاعدگی

کاهش بروز کیست های تخمدان

کاهش بروز بیماریهای خوش خیم پستان ، سرطانهای رحم و تخمدان

افزایش تراکم استخوانها
عیب ها :

نامناسب بودن برای افراد فراموشکار

نیاز به تهیه (بلیستر ) جدید در هر دوره قاعدگی

مناسب نبودن برای مادران شیرده در ۶ ماه اول بعد از زایمان
عوارض شایع :

افزایش وزن

لکه بینی و خونریزی بین قاعدگی ها

حساسیت پستانها

سردردهای خفیف

تهوع

این عوارض در عرض ۳-۲ کاهش یافته و یا از بین می رود.

موارد منع مصرف مطلق :
شک یا اطمینان به وجود حاملگی

دیابت با بیماریهای عروقی

فشار خون بالا ( ۱۰۰/۱۶۰ میلی متر جیوه و بالاتر)

بیماری فعال یا مزمن کبدی

بیماریهای دریچه ای قلب

شک به وجود سرطان پستان ، ابتلا و سابقه آن.

خونریزی های رحمی بدون علت مشخص

سردرد راجعه شامل میگرن با علائم عصبی موضعی

موارد منع مصرف نسبی :

افسردگی خیلی شدید

مصرف ریفامپین یا گریزو فولوین

میگرن بدون علائم عصبی

مشکلات گوارشی که جذب قرص را مختل می کند.

فشار خون بین ۱۰۰/۱۶۰ تا ۹۰/۱۴۰ میلیمتر جیوه

واریس بدون سابقه ترومبوفلبیت
زمان شروع استفاده از قرص :

شروع قرص برای بار اول در ۵ روز اول قاعدگی و برای اطمینان بیشتر روز اول خونریزی قاعدگی شروع شود ، قرص در ساعت خاصی از شبانه روز تا پایان بسته ۲۱ عددی خورده می شود . مصرف بسته بندی پس از یک فاصله هفت روزه آغاز خواهد شد .

در مادران غیر شیرده مصرف قرص ۳ هفته پس از زایمان خواهد بود.

مصرف این قرصها را میتوان در پنج روز اول بلافاصله بعد از سقط آغاز نمود.

موارد فراموشی قرص LD و HD:
فراموشی یک قرص : خوردن قرص فراموش شده به محض به یادآوردن

فراموشی ۲ قرص : خوردن ۲ قرص در ۲ شب متوالی و خوردن بقیه مطابق معمول و استفاده از یک روش کمکی دیگر تا یک هفته .

فراموشی بیش از ۲ قرص : خوردن بقیه قرص ها ( روزی یک عدد ) ادامه یافته و به مدت یک هفته از روش کمکی دیگری نیز استفاده شود و بلافاصله پس از اتمام بسته ، بسته بعدی ( بدون فاصله هفت روزه ) آغاز می گردد
فراموشی مصرف قرص تری فازیک :

فراموشی یک قرص در کمتر از ۱۲ ساعت : خوردن قرص فراموش شده

فراموشی یک قرص پس از ۱۲ ساعت : قرص فراموش شده خورده نشده ولی مصرف بقیه قرص ها طبق برنامه ادامه می یابد حتماً باید روش کمکی دیگر ( مثل کاندوم ) نیز به منظور جلوگیری از بارداری تا پایان بسته استفاده شود.
هشدارها و چگونگی برخورد با آنها:

در صورت بروز هر یک از علائم زیر مصرف کننده فورا به بیمارستان ارجاع میشود:

۱- درد شدید در قسمت بالای شکم

۲- درد قفسه سینه و یا تنگی نفس یا سرفه با خلط خونی

۳- تورم یا درد شدید در یک پا

۴- مشکلات چشمی ( تاری دید ، دوبینی)


نکات مورد توجه

مصرف قرص های ترکیبی پس از زایمان و در دوران شیردهی به دلیل تاثیر آنها بر روی شیر مادر توصیه نمی شود.

از مصرف قرص ها به صورت یک شب در میان یا یک ماه در میان یا هنگام ضرورت خودداری کنید چون خطر حاملگی وجود دارد.

چون مصرف داروهایی مانند آنتی بیوتیکها ، داروهای ضد صرع ، ابتلا به اسهال و استفراغ شدید اثر قرص را کم می کند ، در این موارد باید علاوه بر قرص ها از روش دیگری مثل کاندوم نیز استفاده شود.

محدودیت زمانی و سنی خاص از نظر مصرف قرص وجود ندارد و تحت نظر پزشک ، یا کلینیک تنظیم خانواده تا سالها می توان از همین روش استفاده کرد.

در صورت استفراغ به فاصله ۲-۱ ساعت بعد خوردن یک قرص از یک بسته دیگر خورده شده و مصرف مرتب بقیه قرصهای بسته اصلی در زمان مقرر ادامه می یابد.
قرص پروژسترونی دوران شیردهی

( مینی پیل )

توضیح روش : قرصهای شیردهی ، قرصهای حاوی پروژسترون تنها هستند . این قرصها دارای مقدار کمی هورمون پروژسترون ، از یک دوم تا یک دهم میزان هورمون قرصهای ترکیبی پیشگیری از بارداری می باشند .این قرصها حاوی استروژن نیستند ، از همین رو به نامهای قرصهای حاوی پروژسترون تنها یا مینی پیل خوانده می شوند ، که مادران شیرده تا ۶ ماه پس از زایمان می توانند از آن استفاده کنند .
مکانیسم عمل:

۱- دشوار نمودن اسپرم به رحم به دلیل افزایش غلظت ترشحات دهانه رحم

۲ – جلوگیری از تخمک گذاری ماهانه

۳- تاثیر بر مخاط داخلی رحم
مزایا :

نداشتن اثر منفی بر کمیت و کیفیت شیر مادر

افزایش مدت زمان شیردهی

قابل استفاده در مادران شیرده با موارد منع مصرف استروژن

عارضه شایع :

خونریزی نامرتب رحمی این عارضه معمولاً در ماههای اول مصرف دیده شده و ۲ تا ۳ ماه پس از آغاز مصرف از بین رفته و یا کاهش می یابد .

موارد منع مصرف مطلق :

خونریزی غیر طبیعی رحمی

اختلالات مزمن یا حاد کبدی ( تومور ، هپاتیت و … )

ابتلا به سرطان پستان

موارد منع مصرف نسبی :

چاقی شدید

سا بقه سرطان پستان

فشار خون بالا

مصرف هم زمان داروهای ضد تشنج و ریفا مپین

سابقه حاملگی خارج رحم
زمان شروع استفاده از قرص شیردهی:

در صورت قاعده نشدن و تغذیه انحصاری شیر خوار با شیر مادر : ۶ هفته پس از زایمان

قاعده شدن و تغذیه انحصاری شیر خوار با شیر مادر : مصرف قرص در یکی از پنج روز اول و ترجیحاً روز اول قاعدگی
چگونگی استفاده از قرص:

هر بلیستر لاینسترول ، دارای ۲۸ قرص بوده که باید هر شب یک عدد از آن راس ساعت معین خورده شود.

شروع مصرف بسته بعدی قرص ، بلافاصله پس از پایان بسته قبلی است.

بین دو بسته قرص نباید هیچ فاصله زمانی وجود داشته باشد.
موارد فراموشی :

فراموشی یک قرص تا ۳ ساعت مسئله ای نبوده و ضمن خوردن قرص فراموش شده ، آموزش و تاکید برای خوردن قرصهای بعدی در ساعت مقرر لازم است.

فراموشی یک قرص بیش از سه ساعت : خوردن قرص فراموش شده و مصرف بعدی قرص در ساعت همیشگی همراه با ۲ روز استفاده از کاندوم در صورت نزدیکی.

فراموشی دو قرص ( ۲ روز ) : خوردن قرص ها یکجا و استفاده از یک روش مکمل دیگر تا ۷ روز.

فراموشی بیش از ۲ قرص و داشتن نزدیکی محافظت نشده در عرض ۷۲ ساعت اخیر : تجویز روش اورژانس پیشگیری از بارداری و نیز مشاوره برای انتخاب یک روش مناسب دیگر .
موارد قابل توجه :

بین ۲ بسته قرص هیچ فاصله زمانی نباید وجود داشته باشد و شروع مصرف بسته بعدی قرص ، بلافاصله پس از پایان بسته قبلی است.

قرص ها هر شب و راس ساعت معین خورده شود.
قرص های شیردهی یک انتخاب مناسب است ، برای زنانی که شیردهی دارند و می خواهند روش خوراکی پیشگیری از بارداری داشته باشند .

این قرص ها باعث کاهش تولید شیر مادر نمی شود .

مگسترون

( روش تزریقی پیشگیری از بارداری )

توضیح روش : یک روش تزریقی پیشگیری از بارداری است که حاوی ماده موثره دپو مدروکسی پروژسترون استات بوده و سه ماه از بارداری پیشگیری مینماید.

مکانیسم عمل:

جلوگیری از تخمک گذاری،

دشوار نمودن رسیدن اسپرم به رحم از طریق افزایش غلظت ترشحات دهانه رحم،

تاثیر بر مخاط داخلی رحم ( اندومتر ) .

مزایا :

اثر بخشی بالا،

آسانی استفاده،

فاصله های استفاده نسبتا طولانی مدت،

کاهش ابتلا به سرطان های آندومتر و تخمدان، (PID)، کم خونی، فیبروم رحم، اندومتریوز، (EP)، کاندیدیازیس واژن، (PMS)، درد زمان قاعدگی

قابل استفاده در هر دوره سنی،

افزایش شیر مادر،

تداخل نداشتن باتماس جنسی،

عدم نیاز به قطع مصرف قبل از اعمال بزرگ جراحی،

مناسب برای بیماران تشنجی (عدم مصرف همزمان کاربامازپین و فنی تویین).

عیب ها :

تاخیر در بازگشت باروری

لزوم تزریق در فاصله زمانی سه ماهه

عدم پیشگیری از بیماری های مقاربتی از جمله ایدز

احتمال افزایش وزن

آمنوره

عارضه شایع :

۱- اختلالات قاعدگی (از آمنوره تا خونریزی نامرتب)

۲- افزایش وزن

موارد منع مصرف مطلق :

بارداری،

سرطان پستان،

خونریزی واژینال بدون علت مشخص،

اختلالات شدید انعقادی،

سابقه تومور(آدنوم) کبدی ناشی از مصرف هورمون های استرویید جنسی،

ترومبوآمبولی و یا سابقه آن،

سابقه سکته مغزی،

فشار خون کنترل نشده،

دیابت کنترل نشده،

دیابت با ضایعه عروقی و یا ابتلای دیابت به مدت ۲۰ سال یا بیشتر از آن.

موارد منع مصرف نسبی :

بیماری کبدی

بیماری شدید قلبی

تمایل به برگشت سریع باروری

مشکلات مرتبط با تزریق (ترس ، … )

افسردگی شدید

فشار خون کنترل شده

دیابت کنترل شده

مول

چاقی
زمان شروع استفاده از مگسترون:

در یکی از پنج روز اول قاعدگی و تا یک هفته از روش کمکی مانند کاندوم استفاده میشود.

چگونگی استفاده از مگسترون :

تزریق هر سه ماهه ( ۲هفته زودتر یا دیرتر )

تکان شدید آمپول یا ویال برای ایجاد سوسپانسیون یکنواخت ،

تزریق عضلانی ( بالای عضله بازو یا باسن ) و عمیق ( با سر سوزن بلند ) بدون ماساژ دادن محل تزریق
هشدارها و چگونگی برخورد با آنها:

خونریزی شدید یا طولانی ( دو برابر شدن مقدار و یا مدت زمان قاعدگی )

سردرد شدید همراه با تاری دید

زردی چشم و پوست

تاخیر قاعدگی ( در فردی که حین استفاده از DMPA قاعدگی مرتب داشته است. )

افزایش فشار خون ( در حدی که نیازمند درمان باشد. )

موارد قابل توجه در پیگیریها و مراجعه های بعدی:

تاخیر بیش از دو هفته و وجود قاعدگی ماهانه در طول استفاده از روش: بررسی احتمال بارداری و تذکر به استفاده از یک روش دیگرتا قاعدگی بعدی

تاخیر بیش از دو هفته و آمنوره به دلیل تزریق آمپول: تزریق پس از دریافت پاسخ منفی بارداری

قطع قاعدگی (آمنوره) :عادی، بی خطر و بی ارتباط با حاملگی

لکه بینی یا خونریزی بین دوره ها: عادی، شایع و بی خطر

خونریزی قاعدگی شدید یا طولانی (مقدار خونریزی یا مدت آن دو برابر معمول): نادر، مهم و نیازمند توجه.

آی- یو- دی
توضیح روش : یک وسیله کوچک حاوی مس است که در داخل رحم کار گذاشته شده و تا ده سال از بارداری پیشگیری میکند.

مکانیسم عمل:

۱٫ ایجاد التهاب در حفره رحم و صدمه به اسپرم،

۲٫ اختلال در حرکات لوله های رحمی و جلوگیری از انتقال اسپرم و رسیدن آن به تخمک.

مزایا :

اثر بخشی بالا ۲/۹۹ درصد

برگشت باروری پس از خروج

مدت اثر طولانی

نیاز نداشتن به یادآوری روزانه

عدم تاثیر بر شیردهی

نداشتن آثار و عوارض هورمونی

قابل استفاده در اوایل منوپوز

عدم تداخل با تماس جنسی

تداخل نداشتن با مصرف داروها

عیب ها :

۱- لزوم کارگذاری و خروج توسط فرد دوره دیده،

۲- امکان خروج خود به خود،

۳- عدم پیشگیری از انتقال بیماری های منتقله از راه تماس جنسی،

۴- لزوم معاینه دوره ای.

عارضه شایع :

افزایش خونریزی و درد زمان قاعدگی و برخورد با آن،

خونریزی نامنظم و لکه بینی بین قاعدگی ها و برخورد با آن،

افزایش ترشحات و برخورد با آن.

موارد منع مصرف مطلق :

حاملگی یا شک به آن،

سابقه PID با بستری در بیمارستان،

آنومالی رحم،

نقص سیستم ایمنی،

نئوپلازی درمان شده سرویکس،

فیبروم با شکل غیر طبیعی رحم،

خونریزی شدید قاعدگی یا آنمی،

خونریزی واژینال تشخیص داده نشده،

اختلال انعقادی،

سابقه EP،

احتمال بدخیمی دستگاه تناسلی،

پاپ اسمیر غیر طبیعی،

درفاصله زمانی تشخیص و درمان مول،

نداشتن سابقه زایمان،

سل لگنی.

موارد منع مصرف نسبی :

۱٫ سابقه PID بدون بستری در بیمارستان،

۲٫ داشتن شریک های جنسی متعدد ،

۳٫ بیماریهای دریچه ای قلب نیازمند پروفیلاکسی،

۴٫ سابقه یا ابتلای اخیر به STI’s،

۵٫ اندومتریت پس از زایمان یا سقط عفونی در سه ماهه گذشته،

۶٫ سرویسیت و واژینیت درمان نشده.

زمان شروع استفاده از آی یو دی:

در زمان قاعدگی در پنج روز اول قاعدگی،

۶ پس از زایمان ( طبعی ، سزارین) ۶ هفته پس از زایمان،

پس از سقط یا کورتاژ غیرعفونی زیر ۱۲ هفته در ۵ روز اول پس از سقط ،

سقط بالای ۱۲ هفته پس از ۶ هفته ،

مادران شیردهی که قاعدگی آنها برنگشته است (۶ هفته پس از زایمان با اطمینان از عدم بارداری).

هشدارها:

۱٫ دیده نشدن و لمس نشدن نخ آی یو دی،

۲٫ تاخیر قاعدگی،

۳٫ حاملگی داخل و خارج رحمی

پیگیری :

۱٫ مراجعه های پیگیری (پس از ماه اول و سپس هر ششماه)،

۲٫ مراجعه پس از ۱۰سال برای خروج و گذاشتن آی یو دی جدید.
بستن لوله های رحمی

( توبکتومی )
توضیح روش : بستن لوله در زنان یک روش دایمی جلوگیری از بارداری است که در آن لوله های رحمی بسته میشود.

مکانیسم عمل:

با بسته شدن لوله های رحمی از برخورد تخمک با اسپرم جلوگیری می شود و لقاح صورت نمی گیرد .

مزایا :

دایمی بودن

اثر بخشی بالا

عدم نیاز به یاد آوری و مراجعه مکرر

نداشتن عارضه برای سلامتی فرد استفاده کننده روش در دراز مدت

تاثیر نداشتن در روابط جنسی

کاهش ابتلا به سرطان تخمدان

عیب ها :

نیاز به عمل جراحی

پر هزینه و دشوار بودن عمل جراحی برگشت باروری

تذکرهای بعد از عمل توبکتومی:

یک سری دستورات و توصیه های کلی است که بایستی بعد از هر عمل جراحی رعایت شود بعنوان مثال :

تمیز و خشک نگهداشتن محل بخیه

حمام کردن روزانه و………

نداشتن رابطه زناشویی حداقل تا یک هفته

خودداری از برداشتن اجسام و اشیای سنگین تا یک هفته.

عوارض غیر شایع:

۱- احتمال تغییر میزان قاعدگی

۲- افزایش احتمال حاملگی خارج از رحم ( در صورت وقوع بارداری)

۳- خطرات سایراعمال بیهوشی

مراجعه به متخصص زنان در صورت بروز هر کدام از این عوارض

هشدارها و چگونگی برخورد با آنها :

۱-تب بالاتر از ۳۸ درجه ،

۲- درد و تورم محل عمل و خروج چرک و خون از آن تا یک هفته ،

۳- درد شکمی که بدتر شده یا از بین نرود ،

۴- اسهال

۵- از حال رفتن

مراجعه به بیمارستان در صورت بروز هر کدام از علائم فوق .


بستن لوله های اسپرم بر

( وازکتومی بدون تیغ جراحی )
توضیح روش : وازکتومی ( بستن لوله های اسپرم بر در مردان ) ، آسانترین و موثرترین روش پیشگیری از بارداری است که بدون تیغ جراحی و معمولا کوتاهتر از ۲۰ دقیقه انجاممیگیرد .

مکانیسم عمل:

بسته شدن لوله های اسپرم ، از ورود اسپرم بهمایع منی جلوگیری مینماید ، در این حالت مایع منی فرد بدون اسپرم بوده و لقاح صورت نخواهد گرفت.

مزایا :

اثر بخشی بالا (نزدیک به ۱۰۰% )

دائمی بودن

نداشتن اثر منفی بر قدرت مردانگی، میل جنسی و صفت های ثانویه مردانه،

عدم نیاز به یادآوری و مراجعه مکرر،

نداشتن عارضه برای سلامتی،

تاثیر نداشتن بر حجم و ظاهر مایع منی و کیفیت تماس جنسی،

چاق نشدن،

عدم تداخل با تماس جنسی،

افزایش لذت جنسی،

اثربخشی بیشتر، نیاز کمتر به مراقبتهای قبل و پس از عمل.

عوارض شایع :

درد،

سوزش،

کبودی مختصر،

در ناحیه عمل که تا یک هفته رفع می شوند.

تذکرهای بعد از عمل وازکتومی:

- استراحت تا یک روز،

- آب نزدن به محل عمل تا دو روز،

- نداشتن تماس جنسی تا ۴ روز،

- پو شیدن شورت تنگ و یا بیضه بند و انجام ندادن کار های سنگین تا یک هفته

هشدارها و چگونگی برخورد با آنها :

۱٫ تب بیش از ۳۸ درجه تا ۴ هفته بویژه در هفته اول،

۲٫ درد شدید و عدم پاسخ به مسکن،

۳٫ خروج خون و چرک از محل زخم،

۴٫ تورم بیش از حد اسکروتوم.

موارد قابل توجه در پیگیریها :

بهتر است فرد وازکتومی شده ، یک هفته پس از عمل برای معاینه محل عمل به پزشک مربوطه مراجعه نماید.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، فرد وازکتومی شده باید سه ماه بعد از عمل از نظر نبودن اسپرم در مایع منی ( آزو اسپرمی ) آزمایش شود لازم است در این مدت و تا اخذ نتیجه آزمایش ، یک روش مطمئن جلوگیری از بارداری ( مانند کاندوم ) مورد استفاده قرار گیرد .

برای پیگیری و اطمینان از موفقیت کامل عمل ، انجام آزمایش بعدی با فاصله زمانی یک ماه از آزمایش اول ( چهار ماه پس از عمل ) ضروری است .

کاندوم
توضیح روش : کاندوم یک وسیله پیشگیری از بارداری از جنس لاتکس است . کاندوم تنها روشی است که علاوه بر پیشگیری از بارداری از انتقال بیماریهای قابل انتقال از تماس جنسی نیز پیشگیری مینماید.

مکانسیم عمل:

جلوگیری از ریختن مایع منی به داخل واژن و ممانعت از رسیدن اسپرم به تخمک.
مزایا :

جلوگیری از انتقال بیماریهای منتقله از راه تماس جنسی(STIs/HIV/AIDS)

کاهش خطر بروز سرطان دهانه رحم

قابل استفا ده در هر گروه سنی

کمک به جلوگیری از انزال زود رس

آسانی استفاده و نداشتن عوارض موضعی و عمومی

نداشتن آثار هورمونی

قابل استفاده بلافاصله پس از زایمان

نداشتن اثر بر شیردهی

عیب ها :

ایجاد حساسیت به کاندوم

لزوم استفاده پس از نعوظ

کاهش لذت جنسی به دلیل کاهش حس لمس

احتمال خارج شدن یا پاره شدن آن

موارد منع مصرف کاندوم :
حساسیت به لاتکس و بروز خارش در هر کدام از زوجین

ناهنجاری های دستگاه تناسلی مرد
نکته های قابل توجه در مصرف کاندوم:

استفاده از یک کاندوم جدید در هر بار نزدیکی،

مشاهده و اطمینان از سالم بودن کاندوم باید پیش از مصرف آن ،

لزوم کشیده شدن به روی آلت در حالت نعوظ و قبل از انجام نزدیکی.

لزوم خروج کاندوم بلافاصله پس از انزال.

عدم استفاده از لوبریکانتها (وازلین ، روغن های نباتی گیاهی و .. ) بدلیل افزایش احتمال آسیب به کاندوم و پاره شدن آن.

توجه حین استفاده از کاندوم به سوراخ نشدن آن با ناخن، ا نگشت یا انگشتر.

توجه به باقی نماندن کاندوم در واژن پس از ا نزال.

استفاده نکردن از کاندومهای شکننده تاریخ گذشته، تغییر شکل، تغییر رنگ یافته و یا کاندوم با بسته بندی داخلی صدمه دیده.

موارد قابل توجه در پیگیریها و مراجعه های بعدی:

مراجعه برای دریافت بسته بعدی کاندوم به فاصله ۳-۴ هفته.

بررسی دقیق رضایت از روش، شکایت ها و چگونگی استفاده از کاندوم در هر مراجعه.

بررسی آگاهی فرد از روش اورژا نس پیشگیری از بارداری و آموزش در صورت نیاز.

بررسی داشتن قرصهای روش اورژا نس پیشگیری از بارداری و تحویل به متقاضی در صورت نیاز.

چه مواردی موجب اختلال در باروری مردان می شود؟


مشکل عدم باروری مردان مشتمل بر علل متعددی است که وابسته به مشکلات تولید اسپرم و یا انتقال آن می باشد .

حدود ۱۵ درصد زوج ها در کشور ایران با مشکل ناباروری مواجه می شوند که در این میان ۴۰ درصد عامل بروز ناباروری مشکلات مردانه و ۴۰ درصد مشکلات در زنان و ۲۰ درصد در هر دو زوج است .

مهمترین علل ناباروری در مردان به موارد زیر مرتبط می شود :

-کشیدن سیگار معمولاً سبب کاهش تعداد اسپرم و تحرک ضعیف می شود. تحقیقات اخیر نشان دادند زمانی که هم مرد و هم زن سیگار می کشند, احتمال ناباروری تا ۶۴% بالا می رود.

- استفاده درازمدت از حشیش توسط مردان سبب کاهش اسپرم و سالم افزایش اسپرم و افزایش اسپرم ناقص می شود.

- مصرف زیاد الکل سبب کاهش تولید اسپرم سالم توسط مردان می شود.

- فعالیت شدید بدنی سبب کاهش تولید اسپرم می شود.

- کمبود ویتامین C سبب می شود که اسپرم ها به هم بچسبند و این حالت سبب ۱۶% موارد ناباروری در مردان می شود.

- بعضی از آنتی بیوتیک ها به طور موقت سبب کاهش تعداد و تحرک اسپرم ها در مردان می شوند. بعضی از این آنتی بیوتیک ها شامل اریترومایسین, نیتروفورازون یا نیتروفورانتوئین هستند.

- تماس با حشره کش ها, سموم آفت کش, حلال های آلی, سرب, تشعشعات یونیزه, فلزات سنگین و مواد شیمیایی سمی سبب کاهش قدرت باروری در مردان می شود. مردانی که در محیط شغلی خود با این مواد سرو کار دارند, (چاپخانه ها, سرب, سموم کشاورزی, دستگاههای رادیولوژی و … ) باید از پوشش ها و ماسک های محافظ استفاده نمایند.

- سوء تغذیه و مصرف ناکافی غذاهای ضروری سبب اختلال در تولید و کار اسپرم ها می شود.

- بیضه ها نباید زیاد گرم شوند. سعی کنید شورت ها ی تنگ نپوشید. مردانی که مشکل ناباروری دارند, نباید از دوش آب گرم, سونا استفاده کنند و همچنین کار در محیط گرم برای آنها مفید نمی باشد.

- فاصله گذاری در فعالیت جنسی (۳ تا ۶ روز در هفته), سبب افزایش حجم و قدرت باروری می شود. ولی اگر وقفه زیادی در فعالیت جنسی ایجاد شود, سبب می شود که اسپرم ها تخلیه شده و پیر و نا توان و کم تحرک شوند

- استفاده از داروهای استروئیدی آنابولیک (این داروها توسط افرادی که می خواهند دارای اندام های عضلانی حجیم شوند استفاده می شود, این داروها سبب می شوند که بدن نتواند هورمون تستوسترون را به طور طبیعی بسازد که سرانجام سبب کاهش تولید اسپرم خواهد شد. (بسیاری از ورزشکارانی که به عنوان دوپینگ از این داروها استفاده مکرر می کنند, دچار این مشکل خواهند شد).

- داروی سولفاسالازین (این دارو برای درمان اختلالات گوارشی به کار می رود.)

- داروی کتوکونازول (ضد قارچ)

- داروی آزولفیدین (Azulfidine) – این دارو برای درمان بیماری گوارشی کولیت اولسروبه کار می رود.

- واریکوسل (کلافی از وریدهای اضافی دور لوله منی بر را می گیرند و سبب گرمی بیش از حد آن، می شوند که این حالت سبب آسیب رسانی به اسپرم ها و کشتن آنها خواهد شد.

- عفونت دستگاه تناسلی (مثل التهاب پروستات, التهاب لوله های اپیدیدیم در بیضه, التهاب بیضه (ارکیت).

- بیماری اوریون, (که سبب آلوده شدن بیضه ها می شود).

- ضربات وارده به بیضه

- مصرف داروی دی اتیل استیل استرول (DES) توسط مادر در دوران بارداری (سبب کاهش اسپرم و ناهنجاری اسپرم می شود)

- تب

- داروهای ضد سرطان (شیمی درمانی)

- نقص انسدادی در لوله منی بر

- صدمات وارده به کانال های اسپرماتیک در بیضه (به علت بیماری های سوزاک و عفونت کلامیدیا)

- سوء تغذیه و کم خونی, سل

- استرس شدید در زندگی

● علل شایع مشکلات در باروری مردان

انسدادها

درصد کمی از مردان با مشکل انسداد در مجاری دافع خود مواجه اند که مانع رسیدن اسپرم به مایع منی آنها میشود. اگر لوله منی یا مجاری بیضوی شما مسدود یا آسیب دیدهاست، مانع رسیدن اسپرم به تخمهای همسر شما می شود. عفونت، جراحت، نقصهای مادرزادی، یا وازکتومی ممکن است باعث این انسدادها باشند.
• علایم احتمالی: هیچ
• راه حلهای ممکن: جراحی جهت ترمیم انسداد یا عمل وازکتومی برعکس
• میزان موفقیت: بسته به مشکل و نوع جراحی بکار رفته جهت درمان، از ۵۰ تا ۹۰ درصد مردان بعد از جراحی اسپرم بیشتری در منی خود دارند. حدود ۲۰ تا ۶۵ درصد زوجها توانستند با مقاربت یا روش لقاح مصنوعی آزمایشگاهی (IVF) یا تزریق اینتراسیتوپلاسمی اسپرم (ICSI) بچهدار شوند.

واریکوسل

واریکوسل (گشادشدن رگها، شبیه واریکوسِ بیضهها) دمای بیضهها را بالا میبرد که بر تولید اسپرم اثر میگذارد.
• علایم احتمالی: هیچ (مشکل حین معاینه بدنی قابل تشخیص است).
• راه حلهای ممکن: جراحی جهت رفع نقص واریکوسل
• میزان موفقیت: تا ۴۳ درصد مردان قادر به باردار کردن همسر خود طی یک سال بعد از جراحی بودند، و تا ۶۹ درصد طی دو سال.

اسپرم نامنظم

اگر اسپرم ندارید یا اسپرمتان کم است، جهندگی اسپرم کم (توانایی فَوران آن) یا شکل اسپرمها غیرعادی است، اسپرمتان به تنهایی قادر به باردار کردن تخمهای همسرتان نخواهد بود.
• علایم احتمالی: هیچ
• راه حل های ممکن: داروهای باروری، تلقیح مصنوعی با اسپرم خودتان به شرطی که تعداد، شکل و جهندگی آن خیلی غیرطبیعی نباشد؛ یا تزریق اینتراسیتوپلاسمی اسپرم (ICSI).
• میزان موفقیت: داروهای بارداری افزایش دهنده تعداد تخمها به همراه روش تلقیح مصنوعی، میزان موفقیت را در هر نوبت به ۸ تا ۱۷ درصد میرساند. با روش ICSI درصد موفقیت به ۳۰ درصد میرسد.

حساسیت اسپرمی

ممکن است بدن شما پادتن هایی ترشح کند که اسپرم را از بین میبرند، که معمولا بعد از وازکتومی، پیچش بیضوی (یعنی وقتی بیضه ها داخل کیسه بیضه پیخ میخورند)، عفونت یا تروما اتفاق میافتد.
• علایم احتمالی: هیچ
• راه حل های ممکن: تلقیح مصنوعی، تکنولوژی های نوین در درمان ناباروری (ART)، یا تزریق اینتراسیتوپلاسمی اسپرم (ICSI). (داروهای استروئیدی مثل پردینسون هم گاه برای محدود کردن پادتنهای اسپرم استفاده میشوند اما پزشکان به خاطر عوارض جانبی انها را توصیه نمیکنند).
• میزان موفقیت: داروهای باروری جهت افزایش مقدار تولید تخمها به همراه روش تلقیح مصنوعی، درصد موفقیت را به ۸ تا ۱۷ درصد در هر نوبت میرسانند. درصد موفقیت با روش ICSI به حدود ۳۰ درصد در هر نوبت میرسد.

مشکلات غیرقابل توجیه باروری

اگر پزشک نتواند دلیل مشکل بارداری شما را پیدا کند، مورد شما را «مشکل غیرقابل توجیه باروری» تشخیص میدهد. بعضی متخصصان فکر میکنند سموم محیطی میتوانند عامل تاثیرگذار باشند اما رابطه مستقیمی بین باروری و این مشکلات هنوز به تاییر نرسیده است.
• علایم احتمالی: هیچ
• راه حل های ممکن: داروهای باروری همراه با روش تلقیح مصنوعی یا تکنولوژی های نوین در درمان ناباروری (ART) مثل لقاح مصنوعی آزمایشگاهی (IVF)
• میزان موفقیت: داروهای باروری جهت افزایش مقدار تولید تخمها همراه با روش تلقیح مصنوعی ، درصد موفقیت را به ۸ تا ۱۷ درصد در هر نوبت میرسانند. حدود ۲۰ تا ۴۰ درصد در هر نوبت منجر به بارداری با روش IVF میشوند. بعد از سه سال درمان، احتمال آن که زوج بچه دار شوند هرسال بین ۲۰ تا ۲۵ درصد کمتر میشود.

مشکلات بارداری مرکب

یک زوج وقتی دچار مشکلات بارداری مرکب میشوند که هم مرد و هم زن مشکل باروری داشته باشند.
• علایم احتمالی: بسته به علل آن متغیر است
• راه حل های ممکن: بسته به علل آن روش درمان متفاوت است
• میزان موفقیت: بسته به علل آن درصد موفقیت متغیر است

از امروز به فکر فردای خود باشید ( روز جهانی افراد سالمند )

از امروز به فکر فردای خود باشید ( روز جهانی افراد سالمند )

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دسامبر ۱۴ ، ۱۹۹۰ ، ۱ اکتبر را به عنوان روز بین المللی افراد سالمند اعلام کرد ، سپس این مجمع جهانی در سال ۱۹۸۲ ، طرح هایی را برای سالمندی به تصویب رساند . و در ۱ اکتبر سال ۱۹۹۱ برای اولین بار در سراسر جهان روز سالمند برگزار گردید .

تخمین زده می شود بیش از ۶۰۰ میلیون افراد سالمند در جهان وجود دارد که بالای ۶۰ سال سن دارند و در آینده نیز همچنان که مردم سراسر جهان به گونه ای فزاینده عمرشان طولانی تر می شود، تمامی خانواده بشری در ترغیب و تسهیل فرایند سالمندی سالم،فعال و مولد باید سهم داشته باشند .

طرح بین المللی ” اقدام در مورد سالمندی ” می تواند پاسخ مناسب به فرصت ها و چالش های ناشی از افزایش سن جمعیت در قرن ۲۱ باشد .

در روز سالمند چه کاری می توان انجام داد ؟

روز بین المللی افراد سالمند ، روز ویژه ای برای افراد مسن و یا شهروندان ارشد در سراسر جهان است .

در بسیاری از کشورها ، سیاستمداران تنها با سخنرانی در این روز می پردازند و فردای آن روز تمام گفته ها را فراموش می کنند . اما در یک کشور سالم مسئولین ادارات دولتی و اشخاصی که قدرت اجرایی دارند با تمرکز بر شهروندان مسن سعی در بررسی و ارائه راهکارهایی برای بهبود زندگی این افراد می نمایند . رادیو ، تلویزیون های دولتی و خصوصی همراه با روزنامه ها و دیگر نشریات به انتشار مطالب در رابطه با این افراد می پردازند ، همچنین رسانه ها و نشریات با شهروندان ارشد در مورد مسائل مختلف و مشکلات آنان به مصاحبه می پردازند .
فعالیت های دیگر در این روز و روزهای منتهی به آن عبارتند از : نمایش و آگاه سازی در روز بین المللی افراد مسن در مدارس ، موسسات عالی ، ساختمان های اداری و تابلوهای اطلاع رسانی عمومی ، انجام فعالیت هایی که موجب ارتباط افراد مسن تر با نسل ها ی بعدی می شود . شرکت دادن این افراد در فعالیت های داوطلبانه با تمرکز بر روی محیط زیست ، بهداشت ، آموزش و پرورش و یا خدمات به جامعه.

روز بین المللی افراد سالمند برای بهبود کیفیت زندگی این افراد و پیشرفت خط مشی های جهانی سازمان ملل برای زندگی بهتر افراد مسن انتخاب شده است.

سازمان ملل از همه جوامع درخواست دارد در راستای سیاست ها و برنامه هایی تلاش کنند که افراد سالمند را قادر می سازد در محیطی به سر ببرند که توانایی های آن ها را تقویت کند و استقلال آنها را پرورش داده و به آنان حمایت و مراقبت کافی در خور شان ارایه دهد ،

این به معنی تضمین مسکن، رفت و آمد و سایر شرایط زندگی است که اجازه می دهد انسانها عدم وابستگی خود را تا هر زمان ممکن و در هر سن و سال حفظ کنند و در جوامع خود فعال بمانند.

این مهم به معنی به رسمیت شناختن و احترام به شأن، اختیار، خرد و توانایی های افراد سالمند در تمامی جوامع به عنوان افراد مراقبت کنندهاز چند نسل و در نهایت به معنی ارتقاء تصویر مثبت بیشتری از سالمندی است .

۸۰ درصد از افراد سالمند در کشورهای در حال توسعه درآمد دائمی ندارند و ۱۰۰ میلیون نفر از سالمندان با درآمدی کمتر از ۲ دلار در روز به سر می برند.

بر اساس آمار سازمان ملل جمعیت سالمندان کشور ایران یعنی آنها که سنشان ۶۰ سال به بالا است بیش از چهار میلیون می باشد که ۶ درصد از کل جمعیت کشور را تشکیل می دهد و تا سال ۲۰۵۰ تعداد سالمندان به رقم ۲۶ میلیون نفر خواهد رسید که ۲۶ درصد از کل جمعیت را تشکیل می دهد.

به همین خاطر به نظر می رسد مسئولین ایران باید توجه بیشتری به این قشر جامعه داشته باشند و از همین امروز برنامه ریزی درست و حساب شده ای را برای جوانان امروز و سالمندان ۵۰ سال دیگر انجام دهند تا شاید راحت تر بتوانند کنترل جامعه را در دست داشته باشند و گام های بلندتری را به سوی کشوری توسعه یافته بردارند

سیاستمداران و جوانان توانمند امروز فراموش نکنید که فردا شما جزء سالمندان کشور خود می شوید ،سالمندی بخشی از زندگی است که بسیاری از ما در حال سپری کردن آن هستیم یا آن‌را در آینده خواهیم گذراند.

سالمندی مساوی با بیماری یا درد نیست و می‌توان از جوانی و میانسالی برای دوره سالمندی سالم، برنامه‌ریزی کرد.

بهتر است از امروز به فکر فردای خود باشید .

مردان پس از بچه دار شدن، به نگهداری و حفاظت از فرزندانشان متعهد می شوند

مردان پس از بچه دار شدن، به نگهداری و حفاظت از فرزندانشان متعهد می شوند

پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه نورث ایسترن کشور آمریکا می گویند نتایج تحقیقات نشان داده است که مردان از نظر زیست شناختی طوری برنامه ریزی شده اند تا پس از بچه دار شدن، به نگهداری و حفاظت از فرزندانشان متعهد باشند. نتیجه اینکه پدر شدن باعث کاهش تمایل به جفت یابی می شود .

به گفته محققان میزان هورمون تستسترون در خون مردان پس از تولد فرزندشان کاهش می یابد، تا ضمن کاهش میل جنسی در آنها، تعهدشان به خانواده افزایش یابد.

تستسترون میل جنسی مردان و تلاش آنها برای جفت یابی را افزایش می دهد.

تحقیقات این محققان نشان می دهد در ماه اول پس از به دنیا آمدن فرزندان، میزان تستسترون در خون پدرهای آنها به میزان قابل توجهی کاهش پیدا می کند.

میزان این هورمون در خون پدرانی که از فرزندانشان مراقبت می کنند، به میزان بیشتری کاهش می یابد.

این تحقیقات بر روی ۶۲۴ مرد جوان در کشور فیلیپین انجام شده و نتیجه آن در نشریه Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر شده است.

بیشتر افراد مورد مطالعه در ابتدای تحقیقات مردان جوان بدون فرزند بودند و در طول مطالعه بسیاری از آنها صاحب فرزند شدند.

کریستوفر کوزاوا، سرپرست این تحقیق می گوید: “طبیعت بزرگ کردن فرزندان در انسان ها به گونه ای است که کاری مشارکتی است و مطالعات ما نشان می دهد که پدران به نحوی برنامه ریزی شده اند که در این کار شرکت داشته باشند.”

او ادامه داد: “پدرشدن و شرایط داشتن یک نوزاد ضرورت انطباق احساسی، روانی و فیزیکی را ایجاد می کند. مطالعات ما نشان می دهد که مردان از نظر زیست شناختی توانایی ایجاد تغییرات لازم را برای برآورده کردن این شرایط دارا هستند.”

محققان همچنین می گویند کاهش میزان تستسترون در خون می تواند کاهش احتمال بروز بعضی از بیماری های مزمن را به همراه داشته باشد.

شاید به همین خاطر است که مردان متاهل و پدران معمولا از نظر سلامتی در شرایط بهتری نسبت به مردان مجرد همسن خود هستند.

پروفسور اشلی گراسمن، سخنگوی انجمن غدد داخلی در بریتانیا می گوید نتیجه این تحقیق بیانگر “تعادل ایجاد شده میان دو وضع جفت یابی و پدر شدن است. ضرورت یکی از این دو وضع افزایش میزان تستسترون و دیگری کاهش آن است.”

دکتر آلن پیسی، استاد دانشگاه شفیلد نیز نسبت به یافته های این تحقیق ابراز شگفتی کرد.

دکتر پیسی گفت: “عموما میزان تستسترون در مردان تغییر چندانی نمی کند. سطح این هورمون در خون با افزایش سن یا در واکنش به بعضی از بیماری ها و درمان آنها به تدریج کاهش می یابد. اما کاهش شدید آن در واکنش به تغییرات ایجاد شده در شرایط خانوادگی شگفت آور است.”

او ادامه داد: “اگر بپذیریم که احتمال تک همسری مردانی که تستسترون کمتری دارند، بیشتر است و آنها بیشتر از فرزندان خود مراقبت می کنند، آن گاه نتیجه این تحقیقات در راستای تکامل انسان قابل درک خواهد بود. اما مهم است که رابطه میان میزان تستسترون در خون و رفتار افراد را پیش از نتیجه گیری قطعی بررسی کنیم.”

روش‌ برخورد والدین ‌با اختلال‌ رفتاری ‌و روانی‌ کودکان

روش‌ برخورد والدین ‌با اختلال‌ رفتاری ‌و روانی‌ کودکان


یکی از مهم ترین مباحث بهداشت روان، سلامت روان کودکان و نوجوانان است. از آن جا که دوران کودکی یکی از تاثیرگذارترین و حساس ترین مراحل زندگی است، توجه به بهداشت روان در این مرحله نیز بسیار حیاتی و با اهمیت است. زیرا شناسایی ورفع مشکلات رفتاری و شخصیتی در سنین پایین کمک بسیار بزرگی در شکل گیری شخصیت سالم افراد در بزرگسالی محسوب می شود. این در حالی است که طبق تحقیقات بین ۱۵ تا ۲۰ درصد کودکان و نوجوانان به نوعی از مشکلات رفتاری و روانی رنج می برند.

کودکان نیز همچون بزرگسالان دچار آشفتگی‌های روانی _ رفتاری می‌شوند و این مسئله باعث تحقیقات و مطالعات دامنه‌داری در زمینه انواع این آشفتگی‌ها و تفاوت آنها با آشفتگیهای رفتاری _ روانی بزرگسالان و همچنین شیوه‌های درمانی این آشفتگیها شده است.

برخی ار این مشکلات و آشفتگیهای رفتاری _ روانی کودکان عبارتند از: اتیسم (Otism) ، اختلالات یادگیری ، اختلالات توجه ، اختلالات دفعی ، ناخن جویدن و … .

روش‌ برخورد والدین‌ درهنگام‌ مواجهه‌ با اختلال‌ رفتاری‌و روانی‌ کودکان ‌:

۱ - والدین‌ نباید کنترل‌ خود را ازدست‌ بدهند، زیرا از دست‌ دادن‌ کنترل‌و خونسردی‌ سبب‌ تشویق‌ و دلهره‌بیش‌ از حد آنان‌ می‌شود که‌ خود سبب‌می‌گردد اضطراب‌ و تشویق‌ کودک‌افزایش‌ یابد.
۲ – والدین‌ نباید یکدیگر را متهم‌کنند زیرا اتهام‌ و مقصر دانستن‌یکدیگر سبب‌ ایجاد جو ناسازگاری‌ درخانواده‌ می‌شود. بدیهی‌ است‌ چنین‌ جومخربی‌ نه‌ تنها علت‌ واقعی‌ را مشخص‌نمی‌کند بلکه‌ موجب‌ تشدید این‌اختلالات‌ خواهد شد.
۳ – بعضی‌ از والدین‌ شاید جهت‌خاموش‌ نمودن‌ رفتارهای‌ ناسازگارانه‌ واختلال‌ رفتاری‌ کودک‌ متوسل‌ به‌پرخاشگری‌ و تنبیه‌ بدنی‌ و یا تحقیر وسرزنش‌ و اعمال‌ رفتارهای‌پرخاشگرانه‌ شوند، این‌ دسته‌ از والدین‌باید بدانند تنبیه‌ بدنی‌، تحقیر وسرزنش‌ نه‌ تنها در دراز مدت‌ تأثیری‌در درمان‌ اختلال‌ رفتاری‌ کودکان‌ندارد بلکه‌ موجب‌ می‌شود رفتارهای‌ناسازگارانه‌ و اختلال‌ رفتاری‌ به‌ شکل‌گسترده‌تر، جدیدتر و وخیم‌تر بروزنماید.
۴ – والدین‌ در چنین‌ مواقعی‌بایستی‌ رفتارهای‌ سازگارانه‌ و صحیح‌کودکان‌ خود را شناسایی‌ کنند و درهنگام‌ بروز چنین‌ رفتارهای‌ سازگارانه‌به‌ تشویق‌ آن‌ بپردازند.
۵ – والدین‌ بایستی‌ ساختار تربیتی‌خانوادگی‌، خود را دقیقا مورد بازبینی‌قرار دهند زیرا ساختار تربیتی‌خانوادگی‌ طرد کننده‌، بی‌ تفاوت‌ ومستبد موجب‌ بروز اختلال‌ رفتاری‌دوران‌ کودکی‌ می‌شود.
۶ – والدین‌ بایستی‌ علاوه‌ براقدامات‌ فوق‌ در هنگام‌ بروز اختلال‌رفتاری‌ کودکان‌ به‌ متخصص‌ مربوطخصوصا روانپزشک‌، و مشاور خانواده‌،مراجعه‌ نمایند تا اولا علت‌ این‌اختلالات‌ دقیقا مشخص‌ شود، ثانیادرمان‌ جامع‌ و صحیح‌ انجام‌ گیرد. ثالثااز مزمن‌ شدن‌ این‌ اختلالات‌ پیشگیری‌شود.

کمبود ویتامین B12 می تواند موجب کاهش حافظه و مشکلات ادراکی شود

کمبود ویتامین B12 می تواند موجب کاهش حافظه و مشکلات ادراکی شود

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند کمبود ویتامین B12 در خون افراد مسن می تواند به کاهش سلول های مغزی و بروز مشکلات ادراکی منجر شود.
ویتامین B12 در اثر رژیم‌های گیاهخواری، بیماری های کبدی، مصرف زیاد الکل و سیگار، مصرف برخی داروها و همچنین دوران بارداری و شیردهی کاهش می یابد.

پژوهشگران دانشکده پزشکی راش در شیگاگو در این بررسی خون ۱۲۱ فرد مسن تر از ۶۵ سال را به منظور اندازه گیری میزان ویتامین B12 و سوخت ساز مرتبط با این ویتامین، بررسی کردند. از سوی دیگر این افراد را از نظر حافظه و مهارت های ادراکی نیز معاینه کردند.

محققان پس از چهار سال و نیم برای اندازه گیری سایز کل مغز و جست وجو برای نشانه های دیگر آسیب مغزی، از مغز این شرکت کنندگان تصاویر MRI گرفتند.

این تصاویر نشان داد در افرادی که کمبود ویتامین B12 وجود داشته است، آزمایش های ادراکی آنها نمرات پایینتری داشته و اندازه کل مغز آنها کوچکتر شده است .

این پژوهشگران می گویند هنوز بسیار زود است که بگوییم افزایش میزان ویتامین B12 در افراد مسن از طریق رژیم غذایی و یا مصرف قرص های مکمل می تواند از بروز مشکلات ادراکی و کاهش حافظه جلوگیری کند اما این سوال مهمی است که باید پاسخ آن را بیابیم.

نتایج این تحقیقات در نشریه Neurology منتشر شده است.

علائم کمبود ویتامین B12

از علائم کمبود این ویتامین می‌توان به التهاب دستگاه گوارشی، بی اشتهایی، کاهش وزن، کم‌خونی با ضعف، کوتاهی تنفس، کاهش تمرکز، خطر خونریزی غیرطبیعی، تضعیف سیستم ایمنی، تحریک‌پذیری، پرخاشگری، فراموشی، گیجی، بی قراری، توهم، افسردگی، بی حسی و سوزش و خارش اندام‌ها، حرکات بی ثبات و بی تعادلی در راه‌رفتن اشاره کرد.
علائم کمبود این ویتامین در بزرگسالان عبارت است از:

کمبود انرژی، خارش بدن، کرختی، کاهش احساس درد یا فشار، گیجی، تاری دید، راه رفتن غیر طبیعی، ضعف حافظه، لکنت زبان، توهم و تغییرات شخصیتی.

معمولا این علائم در طی چندین ماه تا یک سال قبل از آگاهی فرد به ارتباط آنها با فقر ویتامین B12بروز می کنند و معمولا با جبران کمبود برگشت پذیر هستند. در هر حال علائم مستدلی که مختص به کمبود این ویتامین باشد، وجود ندارد و گاهی اوقات در بزرگسالان صدمات وارده از کمبود این ویتامین دائمی است.

اگر نسبت به بروز هرکدام از این علائم در خود آگاهی پیدا کردید، حتما به متخصص مراجعه کنید چراکه مشکلات دیگر هم می تواند با همین علائم ظاهر شود.

خصوصا کودکان زودتر از بزرگسالان علائم کمبود این ویتامین را بروز می دهند.کمبود B12ممکن است باعث بروز کمی انرژی، اشتها و نشاط شود و اگر سریعا درمان نشود منجر به حالت کما و مرگ خواهد شد.

باز هم نمی توان یکسری از علائم بخصوص را تنها به دلیل فقر B12 تشخیص داد. کودکان نسبت به فقر این ویتامین از بزرگسالان آسیب پذیر تر هستند.
برخی به درمان سریعتر پاسخ می گویند و برخی دیگر پیشرفت کندی دارند.
جگر گوساله، ماهی سالمون، فیله گاو و تخم‌‌مرغ از جمله منابع خوب این ویتامین هستند. تمامی غذاهای گیاهی فاقد ویتامین B12 است.


هفت قانون معنوی موفقیت -راهنمایی برای تحقق بخشیدن به آرزوها

هفت قانون معنوی موفقیت -راهنمایی برای تحقق بخشیدن به آرزوها

قانون معنوی موفقیت است، می توان آن را هفت قانون معنوی زندگی نامید، زیرا همان اصولی را عرضه می کند که طبیعت برای آفرینش هرچیز در بعد مادی هرآنچه می بینیم و می شنویم و استشمام می کنیم، مزه می کنیم و لمس می کنیم، از آنها سود می جوید. موفقیت در زندگی را می توان به صورت گسترش مدام شادمانی و تحقق فزاینده هدفهای ارزشمند تعریف کرد. موفقیت یعنی این توانایی که آرزوهایتان را با سهولت و بی تکاپو برآورده سازید. با این حال موفقیت- از جمله آفرینش ثروت- همواره به صورت فرایندی مستلزم سختکوشی و اغلب به بهای صدمه زدن به دیگران پنداشته شده است. نیاز داریم نسبت به موفقیت و فراوانی، نگرش معنوی تر داشته باشیم که به معنای جریان فراوان همه موهبتهای نیکوست. با وقوف به قانون معنوی و کاربرد آن، خود را در هماهنگی با طبیعت قرار می دهیم و سبکبالی و شادمانی و عشق می آفرینیم. موفقیت جنبه های بسیار دارد، ثروت مادی فقط یکی از آن جنبه هاست وانگهی موفقیت یک سفر است، نه مقصد. فراوانی مالی- با همه تجلیات آن- یکی از آن چیزهایی است که این سفر را دلپذیرتر می کند. اما موفقیت، تندرستی و نیرو و انرژی و شور و شوق زندگی و روابط موفقیت آمیز و آزادی خلاق و ثبات عاطفی و روانی است و احساس آسودگی و آرامش ذهن را شامل می شود.
ذهن کیهانی هر آنچه را که در میلیاردها کهکشان پیش می آید با دقتی ظریف و هوشمندی خطاناپذیر طراحی می کند. هوشمندی آن غایی و متعالی است و در هریک از نسوج هستی، از کوچکترین تا بزرگترین، از اتم تا کیهان، نفوذ می کند. هرچه زنده است تجلی آن هوشمندی است و هوشمندی از طریق هفت قانون معنوی عمل می کند. اگر به هر یاخته جسم انسان بنگرید، در کنش آن بیان این قوانین را خواهید دید. تولد هر یاخته، خواه یاخته شکم و خواه قلب و خواه مغز، در قانون توانایی مطلق صورت می گیرد. در واقع DNA یک نمونه کامل توانایی مطلق و بیان مادی توانایی مطلق است. همان DNA موجود در هر یاخته، خود را از راههای متفاوت بیان و متجلی می کند تا نیازهای بی همتای همان یاخته ویژه را برآورده سازد. همچنین هر یاخته از طریق قانون بخشایش عمل می کند. یاخته زمانی زنده وسالم است که در حال تعادل و توازن باشد. حالت توازن که توفیق و هماهنگی است، توسط دادوستد مدام حفظ می شود. هر یاخته به هر یاخته دیگر می بخشد و آنها را پشتیبانی می کند و به نوبه خود توسط هر یاخته دیگر خوراک می ستاند. یاخته همواره در حال جریانی پویاست و این جریان هیچ گاه قطع نمی شود. در واقع این جریان، جوهر حیات هر یاخته است. فقط با حفظ این جریان بخشایش، یاخته می تواند دریافت کند و به هستی تابناک خود ادامه دهد. قانون کارما نیز به طرزی یکتا توسط هر یاخته اجرا می شود، زیرا هوشمندی آن به شیوه ای بنا شده که به هر وضعیتی که پیش می آید مناسب ترین و دقیق ترین پاسخ را می دهد. قانون کمترین تلاش نیز به طرزی یکتا توسط هر یاخته اجرا می شود. کارش را با کار این خاموش و در حال هوشیاری آرام انجام می دهد. از طریق قانون قصد و آرزو، هر قصد هر یاخته، قدرت نظام دهنده نامحدود هوشمندی طبیعت را در اختیار می گیرد. حتی قصدی ساده چون سوخت و ساز یک مولکول قند بی درنگ ارکستری از رویدادها را در تن به عزیمت می دارد که میزان دقیقی از هورمونها باید در لحظه هایی دقیق ترشح یابند تا مولکول قند به انرژی خلاق بدل شود. البته هر یاخته بیانگر قانون عدم دلبستگی نیز هست. به ثمره قصدها دلبستگی ندارد. نمی لغزد و خطا نمی ورزد زیرا رفتارش کنش هوشیاری متمرکز بر حیات و لحظه حال است. هر یاخته بیانگر قانون دارما نیز هست. هر یاخته باید منشا ضمیر برتر خود را کشف کند و در خدمت همنوعانش باشد و استعدادهای بی همتای خویش را بیان کند. منشا یاخته های قلب و یاخته های شکم و یاخته های مصونیت جمعا در ضمیر برتر، حیطه توانایی مطلق است. چون مستقیما به این کامپیوتر کیهانی متصلند می توانند با سهولتی بی تکاپو و آگاهی بی زمان، استعدادهای یکتای خود را بیان کنند. فقط با بیان استعدادهای یکتای خویش می توانند هم تمامیت وجود خود و هم تمامیت کل جسم را حفظ کنند. گفتگوی درونی هر یاخته از جسم انسان این است که (چگونه می توانم کمک کنم) یاخته های قلب می خواهند به یاخته های مصونیت کمک کنند، یاخته های مصونیت می خواهند به یاخته های شکم و ریه کمک کنند و یاخته های مغز گوش فرامی دهند و به هر یاخته دیگری کمک می کنند. هر یاخته جسم انسان فقط دارای یک کنش است: کمک به هر یاخته دیگر.
با نگریستن به رفتار یاخته های جسم خودمان می توانیم خارق العاده ترین و موثرترین تجلی و بیان هفت قانون معنوی را نظاره کنیم. این نبوغ هوشمندی طبیعت است. اینها اندیشه های خداست مابقی جزاینند.
هفت قانون معنوی موفقیت، اصولی قدرتمندند که این توانایی را به شما خواهند داد تا بر خود تسلط یابید. اگر توجهتان را به این قوانین معطوف دارید و گام هایی را که در این کتاب آمده اند دنبال کنید، خواهید دید که می توانید هر آنچه را که خواهانید متجلی سازید. همه فراوانی و پول و موفقیتی را که آرزومندید. همچنین خواهید دید که زندگیتان شادمانه تر و از هر جهت سرشارتر می شود زیرا این قوانین، قوانین معنوی زندگی نیز هستند و زیستن را ارزشمند می سازند. کاربرد این قوانین در زندگی روزانه تان دارای یک توالی طبیعی است و یادآوری آنها می تواند کمکتان کند. قانون توانایی مطلق از طریق سکوت و مراقبه و عدم داوری و ارتباط با طبیعت تجربه می شود، اما از طریق قانون بخشایش به حرکت در می آید. این اصل می گوید همان را بدهید که می جویید. به این شیوه می توانید قانون توانایی مطلق را فعال کنید. اگر فراوانی می جویید، فراوانی بدهید. اگر پول می جویید، پول بدهید. اگر عشق و محبت و تحسین می جویید، بیاموزید که عشق و محبت و تحسین بدهید. از طریق آن اعمالتان که به قانون بخشایش ارتباط می یابد، قانون کارما را فعال می کنید. کارهای نیکو ایجاد می کنید و کارهای نیکو همه امور زندگی تان را آسان می کند. خواهید دید که نیازی ندارید برای برآورده ساختن آرزوهایتان تلاش و تکاپو کنید که به خود به خود به فهم قانون کمترین تلاش خواهد انجامید. وقتی همه چیز آسان و بی تکاپو باشد و آرزوهایتان مدام برآورده شوند، خود به خود فهم قانون قصد و آرزو را آغاز خواهید کرد. برآورده ساختن آرزوهایتان با سهولتی بی تکاپو، تمرین عدم دلبستگی را برایتان آسان خواهد نمود. سرانجام، هنگامی که فهم همه این قوانین را آغاز کنید، تمرکز بر غایت راستین حیات خود را آغاز خواهید کرد که به قانون دارما خواهد انجامید. با کاربرد این قانون، با بیان و عیان ساختن استعدادهای بی همتا و برآورده ساختن نیازهای همنوعانتان، آفرینش هرآنچه را که خواهانید و در هر زمان که خواهانید، آغاز خواهید کرد. سبک بال و خوشدل خواهید شد و زندگی تان تجلی عشق نامحدود خواهد گشت. ما مسافران سفری کیهانی هستیم، غبار ستاره ای که در چرخش ها و گرداب های بی کرانگی می چرخد و حرکت می کند. زندگی جاودانه است اما تجلیات حیات، موقت و گذرا و ناپایدارند. این سخن از گواتما بوداست.



عنوان: من- کودک- من

من- کودک- من

عنوان: من- کودک- من
جان براد شاو می گوید:
« در خصوص نقش کودک درون، سه نکته حایز اهمیت وجود دارد: سرعت تغییر افراد در هنگام مواجهه با این امر، عمق این تغییر و بالاخره توان و میزان خلاقیت ناشی از التیام جراحات گذشته کودک دورن»
ما ابتدا جهان را از دریچه چشمان یک بچه کوچک نگاه می کنیم. بعدها این کودک درون، بدون توجه به اینکه چقدر از نظر ظاهری رشد کرده و قدرتمند شده ایم، در طول زندگی با ما خواهد بود. اگر کودک آسیب پذیر ما آزرده، رها، شرمگین و یا فراموش شود، باز هم دود، اندوه و خشم او همواره با ما خواهد بود.
«به عقیده برادشاو همین کودک آزرده و فراموش شده درون، منشاء اصلی بدبختی های بشر است».
احیاء کودک درون عبارتست از بازگشت به گذشته ها، مرور مراحل رشد و پایان دادن به کارهای ناتمام.
با توجه به اهمیت نقش کودک در شکل گیری شخصیت، دکتر برادشاو در کتاب حاضر «من- کودک- من»، تمام توجه خود را به پرداختن به دوران کودکی و تجزیه و تحلیل رویدادهای آن زمان معطوف دانسته تا از این طریق ما را در شناخت واقعیت وجودمان یاری کند.

مادر و دختر

مادر و دختر

. در حقیقت ارتباط مادر با دختر از دوران طفولیت مادر شروع می شود. دوران طفولیت او تعیین کننده دوران طفولیت دخترش است. مادر به دختر آموزش می دهد که درباره خودش چه احساسی داشته باشد، چگونه با موقعیت های تنش زا روبرو شود، چگونه از زندگی اش لذت ببرد و چگونه بر ترس هایش غلبه کند. او به دخترش می آموزد چطور خانمانه رفتار کند، چطور لباس بپوشد. اهمیت اعتماد به خداوند را بداند و این که چطور روزی از دختر خودش مراقبت کند. مادر هر آن چه درباره زن بودن لازم است به دخترش آموزش می دهد. مادری می گوید پرورش دختر همانند رشد و پرورش گل است. شما تمام تلاشتان را می کنید. اگر کارتان را خوب انجام داده باشید، گلتان شکوفه می کند و سپس به سوی زندگی خودش می رود. همه مادران به طور غریزی این مسئله را می دانند. دوست داشتن دختری که بخشی از شماست، ارتباط مادر و دختر را به گونه ای خاص شکل می دهد. مادران عاشقان همیشگی دخترشان هستند. هیچ کس نمی تواند این موضوع را نادیده بگیرد. پنج عامل اصلی: مادرباش نه بهترین دوستش، اجازه بده با رویاهای خودش زندگی کند، او را وادار نکن با رویاهای تو زندگی کند، زنی قوی و با اعتماد به نفس باش، همسر خوبی باش، تو چگونگی ارتباط آینده اش را با مردان شکل می دهی، آگاه باش که هدف این نیست که برای همیشه مرکز زندگی اش باشی، او را به سوی زندگی مستقل سوق بده. اینها 5 عامل اصلی در ارتباط مادر و دختر می باشند. از همین الان شروع کن. مادری باش که همیشه می خواستی، منتظر نشو او هجده ساله شود. این حقیقت را بپذیر که او دختر کوچولوی باباست. از زمانی که در گهواره بود این را می دانست. ممکن است نتوانی تصور کنی که او را ترک کنی و به سر کار بروی. همه مادران چنین احساسی دارند. به خاطر داشته باش هر کاری او دلش می خواهد انجام شود. برای بهترین بخش زندگی اش کارهایی است که تو برایش انجام می دهی. اسامی عروسک ها و حیوانات پارچه ای اش را بدان. از او بخواه درباره آنها برایت داستان تعریف کند. خنداندن او اولین کارت خواهد بود. با او غلغلک بازی کن. بدان به عنوان مادر کارت این است که علت گریه اش را بدانی. ببین مشکلی وجود دارد یا تنها خواهان توجه توست. مردان هرگز این موضوع را درک نمی کنند. به او کمک کن نام و نام خانوادگی و نشانی خانه را حفظ کند. این بسیار مهمتر از یادگیری الفباست. گاهی به او اجازه بده خودش مسواک بزند و موهای پدرش را همان مدلی که دوست دارد شانه کند. برای فرستادن او به کلاس های موسیقی، شنا، ژیمناستیک و... از همین حالا پس انداز کن. هرگز کاری نکن که به عشق بدون قید و شرط تو به خودش شک کند. وقتی خودش از عهده انجام کارهایش برمی آید، دیگر آنها را برایش انجام نده، این کار به نفع هردوی شما خواهد بود. هر شب برایش کتاب بخوان. مهربان بودن بیش از حد لازم را به او آموزش بده. به او بگو می تواند هر شغلی دلش می خواهد برای آینده اش انتخاب کند. سپس او را برای این که می خواهد هنرپیشه، پزشک یا خانه باشد، سرزنش نکن. اگر با مادرت ارتباط خوبی نداشتی، نترس مبادا ارتباطت با دخترت همان طور باشد. هرچه باشد حالا تو اشتباهات آن رابطه را میدانی. اجازه بده بیفتد و سپس دوباره بلند شود. مانع پشرفت مهارت هایش نشو. فکر نکن اگر او سرکشی کند، گریه کند یا تو را متهم کند یعنی کارت را اشتباه انجام داده ای در حقیقت این علایم اغلب به معنی این است که داری کارت را درست انجام می دهی، برای زمان صرف شام احترام خاصی قایل شو. همه باید حضور داشته باشند و حرف همه شنیده شود. در تعریف و تمجید از او زیاده روی نکن. تنها در شرایط لازم او را تشویق کن در غیر این صورت تشویق و تمجید معنایش را برای او از دست می دهد. با هم به گردش و تفریح بروید، حتی اگر حیاط پشتی خانه باشد. به محض ورود به مدرسه درباره خطرات سیگار خواهد شنید. اما او نیاز دارد آنها را از تو هم بشنود. اجازه بده صورتش را با لوازم آرایش تو آرایش کند. گوشواره هایت را به گوش کند و با کفش های پاشنه بلندت راه برود. ما به او یادآوری کن که نباید بیرون از خانه آرایش کند تا زمانی که به او اجازه این کار را بدهی. از همان ابتدا آداب معاشرت را به او آموزش بده و آنها را اجرا کن حتی وقتی که سیزده ساله است. وقتی از خانه دور هستی یا به مسافرت می روی به او تلفن کن. به او آموزش بده هر روز صبح با دیدی جدید به دنیا بنگرد. اجازه بده با کامپیوترت بازی کند به این ترتیب هرگز دزدکی به سراغ آن نخواهد رفت. به او آموزش بده پس از اتمام تکالیف یا بازی وسایلش را سر جای خودش بگذارد. گاهی اوقات او را با خودت به سر کار ببر. به این ترتیب او می بیند که چه می کنی. اجازه بده کمکت کند. با این کار احساس مهم بودن می کند. به ذهن بسپار که او همیشه تو را زیر نظر دارد. او می بیند با خانواده ات چطور رفتار می کنی و چطور با مشکلات زندگی روبه رو می شود. هرگز او را وادار نکن بابت خشم تو احساس مسئولیت کند، مگر این که واقعا خودش مسئول آن باشد. این اصل را پایه گذاری کن، گریه و زاری ممنوع. توجه داشته باش یکی از مهمترین وظایف تو کمک به او برای کسب احساس هویتش است. باید به او احساس هویت بدهی. به یاد داشته باشد وقتی او اعتماد می کند که مادرش در مواقع بحرانی کمکش خواهد کرد، بهتر خواهد توانست از خودش حمالت کند. به او آموزش بده غلو نکند و گزافه گویی نکند. به او بگو اگرچه ممکن است گاهی با هم توافق نداشته باشید یا دعوا کنید، همیشه دوستش خواهی داشت. از هر لحظه بودن او در کنارت لذت ببر. ساع دارد تیک تاک می کند، زمان سپری می شود، به او کمی آزادی بده، منتهی بهای شکست خوردنش خیلی زیاد نیست. اجازه بده از اشتباهاتش درس بگیرد. به او کمک کن نقاط قوتش را بشناسد و نقاط ضعفش را تقویت کند. از ابتدا رعایت این سه اصل را برایش مشخص کن: چشم غره نمی رود، در را نمی کوبد، احترام متقابل را رعایت می کند. درک کن که برای دختران استقلال معمولا با موهایشان شروع می شود. از خودت بپرس واقعا چقدر مهم است که موهایش چه مدلی باشد. مطمئن شو او و پدرش زمانی را با یکدیگر سپری می کنند. آنها به هم نیاز دارند. تشویقش کن در برابر زورگویی و تهدیدات هم سالانش ایستادگی کند. این کار را از سال های اولیه شروع کن. به او آموزش بده بداند. تنها چیزی که مانع انجام کاری می شود، ترس از این است که نتواند آن را به خوبی انجام دهد. تشویقش کن هر روز یک عمل خوب و پسندیده انجام بدهد. سعی کن شکاف بین نسل ها را به درستی درک کنی.

یک دقیقه برای خودم

یک دقیقه برای خودم

مطمئن نبودن شروعی خوب است. معنی مطمئن نبودن این است که تو در انتظار چیز تازه ای هستی. با یافتن موفقیت درونی، بهترین، آسان ترین و در واقع تنها راه لذت بردن از هر چیز دیگری را در زندگی به دست آورده ای. گاهی مراقبت از کار به معنی مراقبت از خود می باشد. فکر را به درون خودتان متمرکز کنید. درون شما همانی است که تو هستی. درون یا نفس ما همان قدر با هم متفاوتند که اثر انگشتانمان. این نفس است که باید از آن مراقبت کنیم زیرا وقتی از نفس های خود به خوبی مراقبت کنیم سالم تر و خوشحال تر خواهیم بود و در چنین شرایطی بهتر کار خواهیم کرد و بیشتر قادر به کمک به دیگران خواهیم بود. کسانی که از خود به خوبی مراقبت نمی کنند و توجه کمی به خود دارند مسلما برای دیگران خوب و مفید نیستند. اگر بیشتر از خود مراقبت بعمل آورند برای دیگران هم بهتر خواهد بود. با چشم درون به نتیجه کارتان نگاه کنید. زمانی که شما به کار اهمیت بیشتری می دهید تا به خانواده و یا زمانی که به خانواده توجه بیشتری می کنید تا به خود در این زمان تعادل زندگی از دستتان خارج می شود. برای خوشحال تر شدن کافی است بنشینی و به ساعتت نگاه نکنی تا زمانی که احساس کنی یک دقیقه گذشته است نه یک ثانیه بیشتر و نه کمتر. با کمک یک دقیقه بودن با خود ابتدا می توانی از کاری که در حال انجامش هستی آگاه شوی و سپس می توانی با آگاهی یک راه بهتر را برگزینیم. وقتی دقیقه ای می ایستی و ساکت و آرام نگاه می کنی اغلب راه بهتری می بینی و سپس همان طور که اغلب امکان پذیر است، آن را انجام می دهی. همین یک دقیقه ساده و صریح نگاه کردن و اندیشیدن به رفتار و افکارمان ما را به چیزی بسیار قدرتمند راهنمایی می کند. ما را به درونمان می کشاند تا به خردمندی و فرزانگی خود گوش دهیم. صرف کردن یک دقیقه چند بار در روز، برای ایستادن و نگاه کردن به آنچه انجام می دهیم بیشتر به رانندگی در شهر و ایستادن در مقابل علایم ایست است. این علامتها به ما کمک می کنند تا به سلامت به مقصدی که در پیش داریم برسیم. آنچه برای خود انجام می دهید این احساس را به ما می دهد که مورد مراقبت و توجه قرار گرفته ایم. این همان چیزی است که ما را خوشحال می کند. کار دیگری که می توانید برای خودتان انجام دهید خندیدن است. هرچه بیشتر بخندیدی سالم تر و شاداب تر می شوید. خندیدن به خود نه دیگران روش خوبی برای مراقبت کردن از خودمان است. با خندیدن به خود و انجام کارهای کوچک برای خودتان واقعا به شما کمک می کند که احساس خوبی داشته باشید. با خود همان گونه رفتار کنیم که دوست داریم دیگران با ما رفتار کنند. زمانی که احساس یک قربانی را دارید آیا می دانید چه کسی شما را آزار داده؟ خودتان. چون شما می توانید بهترین دوست خود یا بدترین باشید و این بستگی به آن دارد که چه فکری را برمی گزینید و چه کاری را انتخاب می کنید.
نیاز چیزی است که ما برای زندگی و سلامت خود به آن محتاجیم. یک خواست چیزی است که امید داریم ما را خوشحال سازد ولی اغلب این کار را نمی کند. وقتی آنچه را که می خواهید به دست آورید، احساس موفقیت می کنید ولی احساس سعادت مربوط به وقتی است که چیزی را به دست آورده و خواسته باشید. ما هرگز نمی توانیم به چیزی که به آن احتیاج نداریم به اندازه کافی دست پیدا کنیم. مانند پول خواستن است که به دست آوردن آن و دریافت این نکته که خوشحالی آور نیست با هم موجب نمی شود که از خواستن بیشتر به این امید که موجب سعادت خواهد شد، دست برداریم. گاهی می توانیم فشار روانی زندگی خود را با نرفتن به طرف چیزی که به آن نیاز نداریم کاهش دهیم. فکر می کنی من و شما چه احساسی خواهیم داشت وقتی که در نهایت سختی و تلاش خسته کننده چیزی را به دست آوریم که متوجه می شویم از جمله نیازهای درجه یک ما نبوده است؟ قطعا احساس یاس می کنیم و افسرده خواهیم شد. آیا می دانید وقتی امور بر وفق مرادتان نیست چه می کنید؟ چیزهای بد را رها کنیم تا به چیزهای خوب برسیم. وقتی اوضاع خوب به نظر نمی رسد تو هم می توانی همین کار را بکنی و یا زندگی را ساده بگیری، آن قدر از چیزهای غیرضروری بزنی تا به هسته اصلی چیزی که خوشحالت می کند برسی. وقتی زندگی در طریق ساده قرار گرفت آن را در همان طریق حفظ کنی. هرچه زندگی ساده تر باشد بیشتر احساس آرامش می کنی. نحوه نگرش ما به زندگی راه منحصر به فرد برخورد خود را انتخاب کنیم. اگر دو عاطفه واقعی در زندگی ما وجود دارد، یکی عاطفه مثبت عشق و دیگری عاطفه منفی ترس است. وجود یکی یعنی عدم وجود دیگری. می توان گفت تمام عواطف دیگر از این دو مشتق می شوند. وقتی بر اساس عشق تصمیم می گیریم، بدون دخالت ترس احساس خوبی خواهیم داشت حتی قبل از آن که بدانیم نتیجه اش چیست. هریک از ما می دانیم چه چیز برایمان خوب است. فقط باید از شتاب زدگی به اندازه کافی بکاهیم و از خود مراقبت کنیم. ما باید به طور منظم برای تغییر یافتن تلاش کنیم. یکی از راههای تغییر رفتار صرف کردن مکرر یک دقیقه برای خود است. شما باید آن قدر به صرف یک دقیقه ادامه دهید که روزی کار برایتان سهل و طبیعی شود. یک دقیقه برای خودتان شما را به سوی بهتر فکر کردن و بهتر از سابق عمل کردن می برد. ما هر روز باید از نو یاد بگیریم که چگونه از خود بهتر مراقبت کنیم. همه ما بیشتر به خودمان فکر می کنیم. این امری کاملا طبیعی است. وقتی بدون احساس گناه این کار را انجام دهیم خود به خود پیشرفتی حاصل می شود و به جایی می رسیم که به دیگران بیندیشیم. ولی اکثرا از این می ترسیم که مبادا گرفتار خودخواهی شده باشیم. در دوران جوانی افراد خوش نیت نگران ما می شوند. آنها می ترسند که اگر بیش از حد به خود فکر کنیم به فکر دیگران و علائقشان نباشیم. چون آنها می دانند این نوع خودخواهی در زندگی مایه زیان است. در چنین وضعیتی است که به جای اعتماد کردن به ما، به خاطر این که ابتدا به خود اهمیت داده ایم و سپس در ادامه راه برای دیگران اهمیت قایل شده ایم، از ما می خواهند این نظم طبیعی را معکوس کنیم، یعنی اول دیگران را در نظر بگیریم و بعد خودمان را، درست مانند آن که گاری را جلوی اسب ببندیم. ما معمولا در طریق خوشبختی بیشتر اوقات دیگران را بر خود مقدم می داریم و خود را در انتها قرار می دهیم. این کار ما را به جایی نمی رساند و باعث می شود درجا بزنیم. گاهی بزرگترهای ما تصور می کنند ما هیولای کوچکی هستیم که احساسات دیگران را پایمال می کنیم و به این خاطر که اطمینان حاصل کنند به اندازه کافی دانش و آگاهی به دست آورده ایم که ملاحظه مردم و دیگران را بکنیم و فراموش کردند نسبت به ما همان تواضع و فروتنی را نشان دهند که ما باید نسبت به دیگران نشان می دادیم.

طلاق عاطفی، طلاق خاموش

طلاق عاطفی، طلاق خاموش

نگاهی به ابعاد مختلف طلاق به عنوان یک آسیب اجتماعی





معضلات اجتماعی مانند افزایش نرخ طلاق و گسترش اضطراب در میان جوانان، این روزها مورد بحث رسانه های همگانی و موضوع بسیاری از همایش ها و سمینارها در سراسر کشور قرار گرفته و بسیاری از آنها حاوی آمارهای بسیار تکان دهنده ای است.
بی تردید افزایش دامنه آفت های جامعه که باید دست اندرکاران امور تعلیم و تربیت و فرهنگ سازی کشور را به تامل و چاره اندیشی اساسی وادارد، معلولی بیش نیست. برای تجهیز و مقابله با این پدیده های ناهنجار، ابتدا باید علل و ریشه های بروز این مساله مهم را شناسایی کنیم، در غیر این صورت هر راه حلی اگرچه با صرف هزینه های زیاد، بی تاثیر خواهد ماند. به این ترتیب، درخواست طلاق هنگامی صادر می شود که هرگونه امید و تلاش برای دستیابی به کانون گرم زندگی مشترک بی پاسخ می ماند و واقعیتهایی رخ می دهد که دستیابی به آرزوها را ناممکن می سازد و آنگاه تنها راه رهایی به جدایی ختم خواهد شد. اما روانشناسان معتقدند: زندگی مجموعه ای از افتادن ها و برخاستن ها، لذت ها و تلخکامی ها، خواب ها و بیداری های هدفدار است، این که تصور کنیم همه امور باید موافق میل و خواسته ما تحقق پذیرد، تصویری اشتباه است.
اصولاً خانواده ای را نمی توان سراغ گرفت که در آن به هیچ وجه اختلاف فکر و سلیقه وجود نداشته باشد، هر انسانی ذوق و سلیقه ای مخصوص به خود دارد. اما برای دستیابی به آرامش باید این ذوق و سلیقه را به هم نزدیک کرد، زیرا انسان ها تنها در سایه توافق ها می توانند در کنار هم زندگی کنند نه اختلاف ها. از سوی دیگر، در زندگی مشترک بی اعتنایی به پیمان زندگی، خودخواهی ها و تنگ نظری ها، بی حوصلگی و بی توجهی به سرنوشت یکدیگر، اختلاف در سلیقه ها، فزون طلبی ها، تنوع جویی ها، عدم رعایت وظایف فرد است که "طلاق" را می آفریند و این پایان مشکلات نیست، بلکه سرآغاز ویرانی است و معضلات جدید را به وجود می آورد.

● طلاق چیست؟
طلاق از نظر لغوی به معنی رها شدن می باشد و در اصطلاح عبارت از پایان دادن زناشویی به وسیله زن و شوهر. طلاق را اغلب راه حل رایج و قانونی عدم سازش زن و شوهر، فروریختن ساختار زندگی خانوادگی، قطع پیوند زناشویی و اختلال ارتباط والدین با فرزندان تعریف کرده اند.
در حقیقت همانگونه که پیوند بین افراد طبق آیین و قراردادهای رسمی و اجتماعی برقرار می شود. چنانچه طرفین نتوانند به دلایل گوناگون شخصیتی، محیطی و اجتماعی و … بایکدیگر زندگی کنند به ناچار طبق مقررات و ضوابطی از هم جدا می شوند .
از این نظر خانواده همچون عمارتی است که زن و شوهر ستون های آن را تشکیل می دهند و فروریختن هرستون استحکام و استواری عمارت را دچار تزلزل و گسستگی می کند. طلاق با این دید، یکی از غامض ترین پدیده های اجتماعی، ارکان خانواده را در هم ریخته و بیشتر اثرات مخرب خود را بر روی فرزندان برجای می گذارد. طلاق گسستن و فروپاشیدن و نابودی کانون گرم و آرامبخش زندگی است که اثرات جبران ناپذیری بر اعضای خانواده می گذارد.
در تحقیقی که توسط "جی هبر" (۱۹۹۰) صورت گرفت مشخص گردید ازدواج هایی که به طلاق منجر شده اند، کاهش شدیدی در اعتماد به نفس اعضای خانواده به وجود می آورد. چنین کمبودی می تواند ماهیتی اجتماعی، روانی یا جسمی باشد. کاهش اعتماد به نفس درنتیجه طلاق منشا مهم اختلالات اعضای خانواده در حین و بعد از طلاق می باشد.
در این تحقیق همچنین مشخص شد نه تنها طلاق سطح اعتماد اعضای خانواده را کاهش می دهد، بلکه باعث می گردد یکی از ازدواج ها یا هر دو به طور قابل ملاحظه ای احساس پوچی کنند. این تحقیق مدلی را نشان می دهد که در آن افراد از هم جدا شده به علت کاهش اعتماد محتاج همیاری و کمک هستند. گذشته از این طلاق پدیده ای است که بر تمامی جوانب جمعیت یک جامعه اثر می گذارد، زیرا از طرفی بر کمیت جمعیت اثر می نهد، یعنی واحد مشروع و اساسی تولید مثل یعنی خانواده را از هم می پاشد، از طرف دیگر بر کیفیت جمعیت نیز اثر می گذارد، زیرا موجب می شود فرزندانی محروم از نعمت های خانواده تحویل جامعه گردند که احتمالاً فاقد سلامت کافی روانی در احراز مقام شهروندی یک جامعه اند. بنابراین آسیب اجتماعی ناشی از این اقدام نه تنها متوجه اعضای خانواده، بلکه متوجه کل جامعه و نسل آینده می باشد .

● ابعاد مختلف آسیب های ناشی از طلاق
"پل بوهامون" نشان داده است که طلاق بدان سبب مساله غامضی است که همزمان شش بعد را در نظر می گیرد، این ابعاد عبارتند از:
۱) طلاق عاطفی:
زن و شوهر عواطف خود را از یکدیگر دریغ می دارند و روی از هم بر می تابند، زیرا اعتمادشان به یکدیگر و جذابیتشان برای هم به پایان رسیده است.
۲) طلاق اقتصادی: وقتی خانواده ای از هم می پاشد، تصفیه اقتصادی یعنی تقسیم اموال و دارایی آنها در دو سهم ضرورت پیدا می کند.
۳) طلاق قانونی:
در دادگاه پایان رسمی ازدواج و همراه آن شرایط اجازه ازدواج مجدد برای طرفین اعلام می گردد.
۴) طلاق توافقی والدین:
تصمیماتی که درباره حضانت فرزندان، دیدار بعدی آنان، مسئولیت های هریک از والدین از نظر مالی و تربیت کودکان و غیره اتخاذ می گردد.
۵) طلاق اجتماعی:
تغییراتی است که در رابطه با دوستان و آشنایان اتفاق می افتد، به این معنا که چون از وقوع طلاق اطلاع پیدا می کنند، هریک به گونه ای واکنش نشان می دهند.
۶) طلاق روانی:
وقتی ازدواجی گسسته شد، احساس همدلی از بین می رود و مفهوم "خود" تغییر می کند. در اینجا طرفین باید درک کنند که دیگر هیچ کدام یک پیوند را تشکیل نمی دهد، زیرا هریک خود را تنها می بیند و این تنهایی برای هریک از آنان یک "ضربه" است.
آمار رسمی طلاق نشان دهنده میزان ناکامی زوجین در زندگی زناشویی نیست. این آمار شامل افرادی که از یکدیگر جدا زندگی می کنند، اما به طور قانونی طلاق نگرفته اند، نمی شود. علاوه بر آن افراد زیادی وجود دارند که از زندگی مشترک خود راضی نیستند، اما به دلایل مختلف از هم جدا نمی شوند. آنها نگران پیامدهای عاطفی، مالی، اجتماعی و فرهنگی طلاق هستند و ترجیح می دهند به خاطر فرزندانشان به زندگی مشترک ادامه دهند. به این ترتیب آمار رسمی طلاق در جامعه درصد ناچیزی از تعداد خانواده هایی که در شرایط “طلاق عاطفی” به سر می برند را نشان می دهد.
کارشناسان معتقدند عوامل مختلف اجتماعی در افزایش میزان طلاق نقش دارد. به اعتقاد آنها به تدریج که زنان از نظر اقتصادی مستقل می شوند آمار طلاق نیز افزایش می یابد. با افزایش سطح درآمدها زنان مجبور به تحمل نارسایی های زندگی مشترک برای تامین مایحتاج اولیه زندگی خود نیستند.
محمد اکبری (آسیب شناس اجتماعی)در این باره می گوید: "معمولاً بیشتر ازدواج ها بر پایه عشق و علاقه صورت می گیرد، اما همیشه آینده مطابق با آن چه فکر می کنیم پیش نمی رود و گاهی در زندگی مشترک اتفاقاتی رخ می دهد که باعث می شود به ناگاه تمام تصورات ما فرو بریزد. در این شرایط اگر دو طرف نتوانند بنا به شرایطی که وجوددارد از هم جدا شوند به ناچار مجبور خواهند شد با سخت ترین شرایط تا پایان عمر، زندگی خود را با طلاق عاطفی سپری کنند.
وی درباره عواقب چنین روندی در زندگی توضیح می دهد: "تفاوت های فردی یک اصل مسلم غیرقابل انکار است که برای نظام اجتماع و طبیعت ضروری است و به پیروی از این اصل طبیعی اگر هم بین زن وشوهر اختلاف وجود داشته باشد این اختلاف ها می تواند با گذشت و چشم پوشی برطرف شود. در حالی که اگر این فاصله زیاد شود عوارضی متوجه زن و مرد و فرزندان می شود و البته اگر بالاخره جدایی رخ دهد به خصوص در ایران بیشترین عوارض جدایی را زن متحمل می شود. آن هم به دلیل نوع نگاه جامعه به قشر زن، محدودیت های اجتماعی و نوع نگاه مردان به زنان مطلقه، که آنها را در وضعیت دشواری قرار می دهد که به همین دلیل هم بسیاری از زنان ترجیح می دهند به زندگی مشترک ادامه دهند و با ناامنی های روانی و اجتماعی بعد از طلاق مواجه نشوند"
به گفته این آسیب شناس، طلاق عاطفی پدیده ای فراگیر در کشور است، مساله ای که به دلیل محدودیت های اجتماعی و فرهنگی، مشکلات مالی، اجبار خانواده ها و عوامل دیگری که اجازه جدایی زن و شوهر را نمی دهد، خانواده های زیادی را وادار می کند در شرایطی که زن و مرد از نظر روانی علاقه ای به ادامه زندگی مشترک ندارند، پس از یک دوره طولانی دعوا و کشمکش، از مرحله دشمنی و تنفر عبور کنند و به وضعیت "بی تفاوتی" برسند. به اعتقاد وی بی تفاوتی آخرین مرحله روابط بین زن و شوهر است که در آن اصل "بود و نبود" همسر فرقی برای زوجین نمی کند بلکه مسائل جنبی دیگر زندگی ازجمله مسائل مالی و امنیت اجتماعی زن است که احساس نیاز به همسر را شکل می دهد. در چنین شرایطی میزان ناهنجاری های اجتماعی افزایش پیدا می کند و موجب به وجود آمدن ارتباطات خارج از چارچوب خانواده می شود. ضمن آن که به گفته اکبری در مرحله طلاق عاطفی اگرچه زوجین در زیر یک سقف زندگی می کنند، ولی به لحاظ عاطفی و اجتماعی جدا هستند و در همین زمان اغلب انحرافات و آسیب های اجتماعی رخ می دهد.
با توجه به مطالب ذکرشده باید به خاطر سپرد که ارتباط، موضوعی دوسویه و جاده‏ای دوطرفه است. نمی‏توان و نباید انتظار داشت که یکی از زوجین تحقیر و تهدید کند و در عوض، انتظار لطف و محبت داشته باشد. اگر بر خانه و در خانه‏ای روح زندگی و جوهر معنی‏دار زندگی حاکم نباشد، آن زندگی، شکل زندگی دارد و خودِ زندگی نیست. بنابراین بر هر زنی و هر مردی لازم است که با خود بیندیشند رمز آرامش و ثبات و خوشبختی چیست؟ این رمز کلمه‏ای ۵ حرفی است: "تفاهم"!
تفاهم همان واژه آشنا و دوست‏داشتنی است که بارها و بارها در زندگی خود شنیده‏ایم و یا به کار گرفته‏ایم. از بسیاری از زوج‏های خوشبخت اگر پرسیده شود رمز موفقیت و آرامش در زندگی‏شان چیست، بی‏شک به عنوان کلمه‏ای جادویی این کلمه را بر زبان جاری خواهند ساخت: "تفاهم" و "تفاهم". زن و مرد با هم تفاوت‏هایی دارند و مطلع‏بودن از کم و کیف این تفاوت‏ها راهگشای تفاهم آنهاست. زوجین گاهی اوقات از دست شریک زندگی خود عصبانی یا کلافه می‏شوند. چرا که انتظار دارند همسرشان عیناً همانند خودشان باشد.
در یک کلام، شناخت خصوصیات و ویژگی‏های زنان و مردان می‏تواند گستره تفاهم را در زندگی مشترک بیشتر و وسیع‏تر نماید. زمانی که زن و مرد قادر باشند به یکدیگر احترام بگذارند و تفاوت‏هایشان را بپذیرند، خوشبختی نیز با تمام زیبایی و شکوهش فرصتی برای شکوفایی پیدا خواهد کرد.

هوش هیجانی(فهم هیجانی) و روابط زناشویی

هوش هیجانی(فهم هیجانی) و روابط زناشویی






به اعتقاد مشاوران خانواده، راه دستیابی به ازدواجی موفق و یک زندگی خانوادگی سرشار از خوشبختی، بسیار ساده و سرراست است: «باید بدانی چه موقع معذرت‌خواهی کنی و هنگامی که همسرت کار مورد علاقه‌ات را انجام نداد به روی خودت نیاوری.» مانند بسیاری از سخنان موجز و نغز دیگر، سادگی ظاهری این دستورالعمل، فریبنده است. در حقیقت دانستن این که چه موقع، چرا و چگونه از همسرتان معذرت‌خواهی کنید و نیز برخورداری از توانایی‌هایی چون شکیبایی، بردباری و مدارا کردن در هنگام عصبانیت، احتیاج به مهارت‌های هیجانی پیشرفته و سطح بالایی چون همدلی، کنترل خود و درک عمیق نیازها و احساسات دیگران دارد. نکته جالب توجه در مورد این مهارت‌ها این است که بدانیم این‌ها شباهت زیادی به اجزا یا ابعاد تشکیل دهنده سازه هوش هیجانی دارند. هوش هیجانی ( EI ) توسط مایر و سالووی این گونه تعریف شده است: «توانایی درک و فهم عواطف به منظور ارزیابی افکار و خلق و خو و تنظیم آن‌ها به گونه‌ای که موجب تعالی و رشد عقلانی-هیجانی گردد». در واقع این هم‌خوانی و تجانس آشکار بین انواع توانایی‌هایی که هوش هیجانی را می‌سازد و توانایی‌هایی که لازمه گفتگو و تعاملات موفقیت‌آمیز زناشویی می‌باشند، ما را به این موضوع رهنمون می‌سازد که هوش هیجانی ( EI ) در زمینه ازدواج موفق و زندگی زناشویی، نقشی مهم و غیر قابل انکار دارد. حال سؤال این است که هوش هیجانی به چه طریقی می‌تواند زندگی زناشویی را تحت تأثیر خود قرار دهد؟ و زوجین به چه نوع مهارت‌های هیجانی نیاز دارند تا به کمک آن‌ها بتوانند بر مشکلات روز افزون زندگی زناشویی خود و فراز و نشیب‌های آن فایق آیند؟

● هوش هیجانی ( EI ) چیست؟
واژه جامع هوش هیجانی به سه دسته توانایی ذهنی اشاره دارد که یک دسته آن، توانایی‌های بسیار اساسی است که دربرگیرنده ادراک و تشخیص عواطف خود و دیگران می‌باشد، به عبارت دیگر، افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند می‌دانند که خود یا دیگران در یک لحظه خاص، در چه نوع حالت هیجانی به سر می‌برند. بنابراین قادرند به دقت عواطف گوناگون و متفاوتی چون خشم، ترس، احساس گناه و عشق را از هم تشخیص دهند.
توانایی‌های هوش هیجانی ( EI ) بطور کلی عبارتند از:
▪ توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران
▪ توانایی استدلال کردن راجع به عواطف
▪ توانایی اداره و تنظیم مؤثر عواطف
این توانایی‌های سه گانه، ظاهراً عوامل اساسی تشکیل دهنده یک زمینه غنی عاطفی برای داشتن یک زندگی زناشویی سعادتمندانه محسوب می‌شوند.

● ادراک هیجانی و روابط زوجین
از سال ۱۹۹۵ تاکنون تحقیقات زیادی در زمینه ادراک عاطفی و روابط زناشویی صورت گرفته که نتایج آن به شرح زیر است:
▪ ازدواج و زندگی زناشویی یک بافت سرشار از عاطفه می باشد.
▪ در ازدواج‌هایی که زوجین با یکدیگر در تعارض و تضاد باشند، برانگیختگی‌های هیجانی زیادتری دیده می‌شود. به عبارت دیگر، بیشتر تعارض‌ها و اختلافات بین زوجین به دلیل برانگیختگی‌های هیجانی صورت می‌گیرد.
▪ افراد در توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران با یکدیگر تفاوت دارند. مثلاً بعضی از زوج‌ها آشکارا نسبت به علائم هیجانی همسرشان بی‌توجه هستند و آنان را نادیده می‌گیرند یا آمادگی سوء تعبیر و عدم تشخیص صحیح این عواطف را دارند. مثلاً حالت غمناکی یا اندوه همسر خود را به عنوان عصبانیت و خشم تفسیر می‌نمایند.
▪ انسان‌ها دارای تفاوت‌های قابل توجهی در توانایی ابراز صریح عواطف خود می باشند. مثلاً برخی از زوج‌ها عادت دارند پیام‌های هیجانی مبهم و گیج کننده‌ای به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان، هم می‌خندند و هم اخم می‌کنند). پژوهشگران دریافته‌اند که ارتباط با ثبات و معناداری بین تفاوت‌های فردی در توانایی ابراز دقیق و صحیح عواطف و تشخیص آن‌ها با شادی‌های زندگی و روابط زناشویی مطلوب وجود دارد.
▪ زوج‌های خرسند در مقایسه با زوج‌هایی که رابطه زناشویی و هیجانی خوبی با هم ندارند، احساس همدلی بیشتری به هم نشان می‌دهند و نسبت به احساسات یکدیگر حساسیت بیشتری به خرج می‌دهند.
▪ زوج‌های ناراضی از زندگی زناشویی در عکس‌العمل به رفتار نامناسب همسرشان مقابله به مثل می‌کنند.
▪ زنان بهتراز مردان در ابراز دقیق عواطف و تشخیص آن‌ها عمل می‌نمایند. برای مثال وقتی که یک زن پیام هیجانی مثبتی به شوهرش می‌دهد، احتمالاً از علائم غیر کلامی - بدنی (مثل لبخند زدن) و از یک لحن صمیمانه در هنگام سخن گفتن استفاده می‌نماید. از طرف دیگر، مردان تمایل به استفاده از پیام‌های مبهم و مختلط (ترکیبی) دارند. برای مثال هنگامی که مردی می‌خواهد پیام هیجانی مثبتی به همسرش بدهد، این پیام هم همراه با خنده است و هم همراه با علائم بالقوه تهدیدکننده‌ای چون حرکات ابرو یا چشم.
▪ ناتوانی مردان در تشخیص و ابراز دقیق عواطف، علت مهم و اساسی ازدواج‌های ناموفق است. برای مثال در برانگیختگی‌های هیجانی بالا در طول کشمکش‌های زناشویی (که از طریق اندازه‌گیری علائم فیزیولوژیکی مثل ضربان قلب یا فشار خون مشخص می‌شود) مردانی که از زندگی زناشویی خود راضی نمی‌باشند و با همسران خود اختلاف دارند، علائمی از گوشه‌گیری یا انزوای هیجانی و بی عاطفگی از خود نشان می‌دهند، روان‌شناسان آن را «حصار سنگی» نامیدند.
▪ زوج‌های شاد و خوشبخت نسبت به زوج‌های ناسازگار، هم در اظهار و ابراز عواطف و هم در استنباط، تشخیص و دریافت عواطف، عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند.
▪ برخی از مردان احساس می‌کنند که هم زمان از دو طرف مورد تهدید واقع می شوند: یکی از طرف موقعیت‌هایی که قادر به کنترل آن‌ها نمی‌باشند و یکی هم از طرف عواطف ناخوشایند و منفی، چون اضطراب و اندوه که به‌وسیله این موقعیت‌ها ایجاد می‌شوند. این مردان هنگامی که احساس آسیب‌پذیری و ناتوانی می‌نمایند، عصبانی می‌شوند و مایل به تجربه حالت‌های هیجانی هستند تا از آن طریق احساس کنند قادر به کنترل موقعیت‌ها می‌باشند.
▪ در زمینه زندگی زناشویی، وضعیت فوق بدین معنی است که احتمالاً یک شوهر به تقاضای همسرش جهت استقلال بیشتر، با واکنش‌های خشم‌آلود به این نوع گستاخی پاسخ دهد تا واکنش‌های مضطربانه، و علت بروز چنین واکنشی احتمالاً ترس از دست دادن همسر است. این خشم و عصبانیت ممکن است منجر به رفتارهای تخریبی شود که با جنگ و دعواهای خانوادگی و ضرب و شتم‌های جسمی و خشونت‌آمیز همراه است.
▪ در تعامل‌های پر از تنش و تعارض زندگی زناشویی، حتی شوهرانی که بسیار مقاوم و شکیبا می‌باشند، احساس درهم شکسته شدن می‌نمایند و در مقابل علائم جسمانی و منفی شدیدی (چون انقباضات و دردهای معده، افزایش ضربان قلب، تعریق کف دست، سردرد و ... ) که آنان را تهدید می‌کند، احساس ناتوانی، اضطراب و دستپاچگی می‌نمایند. در چنین شرایطی، مردان ممکن است به صورت خودکار و غیر ارادی دچار خشم شوند. روی هم رفته و بر اساس یافته‌های مطالعات انجام شده بر روی تعامل‌های زندگی زناشویی، فرض می‌شود که اگر زوجین از عواطف همسرانشان آگاه شوند و بتوانند عواطفشان را به صورتی واضح و آشکار به یکدیگر اطلاع دهند و ابراز نمایند، زندگی بهتری خواهند داشت. برای این کار لازم است تا نسبت به علل، جوانب و پیامدهای عواطفشان بر زندگی زناشویی‌شان آگاه گردند.


تنوع پذیری در جنس مذکر

تنوع پذیری در جنس مذکر

جنس مذکر به پیچیدگی جنس مونث نیست و اکثر رفتارهای جنس مذکر برون ریز است و نیاز به کنجکاوی ندارد سوالی که مطرح است آیا مردان تنوع پذیر تر از زنان هستند ؟ پاسخ خیر مردان تنوع پذیر تر از زنان نیستند بلکه اکثر رویدادهای زندگی واکثر رفتارها و برخوردارها برای مردان زودتر به عادت تبدیل می شود و اینگونه می توان نتیجه گرفت که مردان زودتر خسته می شوند مسلم بدونید یک مرد هرچقدر هم که دارای همسری زیبا ، خوش اندام و دلربا باشد بعد از چند ماهی زندگی یا یکی دوسال زندگی این زن برای مرد خود عادی می شود و از نظر ظاهری تازگی قبل را نخواهد داشت پس این مطلب قابل توجه خانمهایی که ادعای زیبایی می کنند و میگویند که شوهرشان به آنها خیانت کرده است بعد از مدتی مردان از نظر ظاهر شما اشباع می شوند ، اخلاق و رفتار یک زن باید به گونه ای باشد که در همه حال برای همسر خود تازگی داشته باشد و فقط ظاهر خوب زن برای یک مرد کافی نیست به همین منظور توصیه می شود همه عشق و علاقه و موهبت خود را به یکباره در چند روز یا چند ماه ابتدای زندگی رو نکنید همیشه مثال اهسته و پیوسته را به خاطر داشته باشید ، مردان تغییرات جزئی را دیر به چشم می بینند مثلا شما اگر جای یک گلدان را در منزل تغییر دهید شاید بعد از یک هفته شوهرتان متوجه این تغییر شود اما اگر رنگ لباس و یا حتی نوع پوششتان را تغییر دهید خیلی زود متوجه تغییر می شوند هر چند شاید اگر عطری که استفاده می کنید را تغییر دهید باز متوجه نشوند پس اگر قصد تغییر یا تحولی دارید بهتر است تلاش خود را در جهت تغییر بزرگی انجام دهید. . از نظر رفتاری جنس مردان به گونه ایست که ریاست طلب هستند و تمایل دارند هیچ موضوعی از انها پنهان نباشد و ترجیح می دهند همسرشان بدون هماهنگی انها کاری را انجام ندهند. اگر هر روز موقع استقبال از شوهرتان از یک جمله تکراری استفاده میکنید آنرا تغییر دهید . اگر رفتاری از سوی شوهرتان شما را خوشحال می کند نوع ابراز خوشحالی خود را تغییر دهید هر چند تغییر کوتاه ، کنار امدن با آشفتگی و خستگی مردان یکی از رموز موفقیت برای جلوگیری از تنوع پذیر بودن آنهاست به عنوان مثال اگر خواسته ای دارید یا می خواهید موضوع مهمی را مطرح کنید از گفتن حرفهای حاشیه ای بپرهیزید چرا که مردان از اینگونه حرفها زود خسته و عصبی می شوند . از نظر روابط جنسی کلا مردان همسری مطیع را خواهان میباشند رفتارهای جنسی خود را تغییر دهید سعی کنید در روابط جنسی تغییر ایجاد کنید به عنوان مثال زمان انجام رابطه مکان انجام آن پوزیشنهای آن حرفهایی که ردو بدل می شود رابطه جنسی کلیشه ای چند دقیقه ای آنچنان تاثیر مثبتی بهمراه ندارد سعی نکنید در باطه جنسی مثل یک ماشین باشید یعنی فقط ابزاری بریا ارضای جنسی باشید بلکه از نظر روحی هم باید شوهر خود را ارضاء کنید البته این مسئاه نیز متقابله . اگر با شوهرتان مشکلی دارید آنرا مطرح کنید تا زودتر حل شود یک زن افسرده حال و غمگین باعث می شود تا شوهر آن زن دیرتر به منزل برود در عوض یک زن شاد و خوشرو و خوش برخورد باعث می شود تا شوهرش برای رفتن به منزل لحظه شماری کند کلا در خانه محیطی جذب کننده برای همسر خود فراهم آورید تا مردان هیچ کجا به جز منزل و در کنار شما احساس آرامش نکنند . مردان از زنان نغ نغی بیزارند ، مردان عاشق احترام هستند در بیرون از منزل جلوی دیگران با شوهر خود با احترام سخن بگویید البته این مسئله متقابل میباشد . از گیر دادن های بیخودی پرهیز کنید . ظاهری خوب برای همسر خود داشته باشید یعنی در منزل آرایش کنید موهای آشفته و پریشان خود را آراسته سازید مدل موی خود را تغییر دهید و از او بپرسید از چه مدل مویی یا چه طرز آرایشی خوشحال تر میشه هر چند وقتی آنها را مشت و مال دهید فراموش نکنید اگر زنی تمام این کارهای را برای شوهر خود انجام دهد به نوعی برای خودش این کارها را انجام داده است چراکه اگر مردی چنین همسری داشته باشد از هیچ تلاشی برای خوشبختی وی کوتاهی نخواهد کرد . طوری با شوهر خود برخورد نکنید که انگار وی وسیله ای برای تولید اسکناس برای شما میباشد سعی کنید باری از دوش وی بردارید نه اینکه خود مشکلی بر روی مشکلاتش باشید توجه داشته باشید این شمایید که باعث می شید شوهر شما سراغ روابط نا مشروع نرود یا به فکر همسری دیگر نباشد که پاسخگوی آندسته از نیازهایی باشد که شما نتوانسته اید آنها را تامین کنید. به نوعی در یک کلام متفاوت باشید شوهر خود را غافلگیر کنید .

محسن عزیزی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 0:47 توسط محمد مجتبی زاده | آرشیو نظرات


۱- شوهرهایی که تعصب بی جا را با غیرت اشتباه گرفته اند.
خانمش را چون یکی شی می پندارد. به نام دوستی و عشق، او را با توهمات خود زندانی کرده و قوانین ممنوعیت را برای همسر خود وضع می کند. مثلا: جواب دادن به تلفن ممنوع؛ رفتن به خانه پدر و مادر ممنوع؛ سرزدن به دوستان ممنوع؛ درس خواندن و دانشگاه رفتن ممنوع؛ داشتن شغل ممنوع؛ اردو و مسافرت ممنوع؛ استفاده از رایانه و اینترنت ممنوع؛ خندیدن با صدای بلند در محيط خانواده و محارم ممنوع؛ تعریف و توضیح در مورد آقایان ممنوع؛ رفتن کنار پنجره ممنوع؛ نامه نوشتن ممنوع؛ بیرون رفتن از منزل ممنوع .

2 شوهرهای سلطه جو، زورگو و کنترل کننده؟!
چنین شوهرانی حق انتخاب را به کلی از همسرشان می گیرند و این حق انتخاب را فقط برای خود به رسمیت می شناسند. از تصمیم های مهم و کلی تا جزئی ترین مسائل باید زیر نظر آنها و به فرمان آنها باشد. به عنوان مثال بعضی از اعمال و مستبدانه این آقایان عبارتست از: تصمیم در انتخاب محل زندگی به تنهایی؛ تصمیم گیری در مورد فرزند داشتن؛ تصمیم در مورد رفت و آمد و میهمانی رفتن، تصمیم در ارتباط یا قطع رابطه با بعضی از فامیل یا دوستان از روی دل خودشون؛ تصمیم گیری در مورد شغل خانم، تصمیم گیری در مورد رشته تحصیلی و محل تحصیل همسرشان بدون توجه به نظر او؛ انتخاب رنگ پرده ؛ انتخاب نوع مبل؛ انتخاب رنگ و نوع فرش؛ انتخاب ظروف و لوازم منزل، در اختیار گرفتن و به نام زدن سند شش دانگ ریموت تلویزیون و ویدئو، انتخاب و تماشای برنامه های دلپسند خود از تلویزیون بدون توجه به خانواده و همسرشان؛ انتخاب نوع و رنگ لباس داخل منزل خانمشان؛ دستور به خانمشان در مورد چگونه فکر کردن، چگونه حرف زدن، چگونه احساس کردن و چگونه رفتار کردن. ( خانواده سخت گیر در تربیت)

3 شوهران بی مسئولیت؟!
این شوهران فراموش کرده اند که مراحل نوزادی، نوباوگی، کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشته و فرد بالغی شده اند و ازدواج کرده اند. خانواده تشکیل داده اند و صاحب فرزند شده اند. لذا در تصمیم گیری ، اجرا، و پاسخگویی نسبت به وظایف و مسئولیت های منزل خود را عقب کشیده اند و چون حبابی خود را رها کرده اند. هنوز در پی لذت طلبی انفرادی خود هستند. اینها برنامه ها و دل مشغولی های خود را بدون توجه به خانواده و همسرشان دنبال می کنند. بدون توجه به به مسئولیت هایی که باید بپذیرند و نیازهایی که خانواده به آنها دارد، به دنبال پارتی ها، تفریحات، مسافرتها، کوهنوردی، فوتبال، استراحت، خواب، تلویزیون و فیلم و سینما، موسیقی و دوستان و کارهای انفرادی مربوط به خود هستند. آنها همیشه چون میهمانی بر سر سفره آمده منزلشان اگر وقت کنند حضور می یابند و رنجهایشان را به خانواده می ریزند و لذتهایشان را بیرون از خانواده تقسیم می کنند. این افراد گاهی تصور می کنند با دادن پول زیاد به خانواده می توانند، آنها را رها کنند. با یک پلی استشن ، با یک رایانه و اینترنت و ...، سعی می کنند همسر و فرزندان خود را به خودشان وابگذارند. و نسبت به مسئولیت در قبال همسر و تربیت فرزندان شانه خالی می کنند. (خانواده سهل گیر در تربیت)

4 شوهران بی احساس و سخت کوش:
برای این شوهران زندگی یعنی کار، کار یعنی زندگی و اینها همه یعنی پول. این شوهران خلاء وجودی خود را فقط با پول و کار پر می کنند. به بهانه های مختلف مثل داشتن اقساط، تعویض منزل یا خودرو، فراهم آوردن رفاه ، تامین آینده زندگی، مسئولیت کاری ، و ...، اکثر اوقات خود را از صبح تا آخر شب و حتی تعطیلات، به دنبال کار و اضافه کاری و تجارت و مدیریت و ... هستند. گاهی بهانه های انسان دوستانه و خدمت به خلق را پیش می کشند و گاهی تعهدات کاری را دستاویز قرار می دهند. اینها از منزل ، همسر و فرزندان خود، ابتدا به صورت فیزیکی دور می شوند و کم کم از نظر احساسی و عاطفی و ذهنی فاصله می گیرند. این آقایان به همه مردم خدمت می رسانند و با آنها هستند به غیر از همسر و خانواده.
مردان دیگری را نیز می توان در این طبقه قرار داد. آنهایی که شاید این همه مشغله نداشته یا از محیط خانواده دور نیستند، ولی از نظر عاطفی ، احساسی و ذهنی فاصله زیادی از جو خانواده پیدا کرده اند. آنها هم احساسی ، همدلی ، همدردی با همسر را نیاموخته اند. حرف زدن برای آنها سخت تر از بلند کردن خودرو توسط قویترین مردان است. برای پاسخ یک کلمه ای به یک سئوال ، خانمشان باید کلی به به آنها التماس کند، وقتی آنها یک جمله 3 کلمه ای به زبان می آورند، همسر آنها، به شدت ذوق زده شده و آن روز را همه سال جشن می گیرند و سالگرد زبان گشایی آقا را غنیمت می شمارند.
اگر خانمشان با آنها صحت کند، در حال دیدن تلویزیون هستند، یا در حال تعمیر وسایل منزل می باشند، و حتی زحمت تغییر جهت نگاهشان را به طرف خانمشان ، نمی کشند. گوش شنیدن ندارند، و این کار هم برای آنها مثل شکافتن اتم و آزاد سازی انرژی هسته ای هست. ولی متاسفانه این انرژی آزاد کردن را حق خود نمی دانند تا این اتم را بشکافند و گوش شنوا برای حرفها و احساسات خانمشان داشته باشند.
این مردان مهارت های گوش دادن، مهارتهای ارتباطی، مهارتهای هم حسی یاد نگرفته اند یا تمرین نکرده اند و یا انگیزه ای برای انجامش ندارند.
برای این آقایان، سخن محبت آمیز و عاشقانه، نوازش محبوبانه و نگاه دلبرانه به خانمشان، افسانه ای خیالی و بی فایده است. همسر این آقایان با حسرت به زوجهایی که در پارکی نشسته اند و در گوش هم نجوا می کنند می نگرند.
یک تلفن از محل کار به خانم، یک دسته گل، یک نامه عاشقانه ، یک نوازش ، و یک همدلی و هم حسی به گاه نگرانی و بیماری؛ از آرزوهای هرگز برآورده نشده ، خانم این دسته از آقایان است.

5 شوهران وابسته و غیر مستقل؟!
این آقایان به علت اینکه از بچگی تحت چتر حمایتی شدید پدر و مادر خود قرار داشته اند و همیشه والدینشان برای آنها تصمیم گرفته اند، وابسته ، ترسو و دمدمی مزاج و بچه صفت تربیت شده اند. آنها همین طور که بزرگ شده اند به جای اینکه روز به روز مستقل تر شوند، روز به روز وابسته تر شده اند. هنگام ازدواج نیز نمی خواهند در این وضعیت تغییری ایجاد کنند. هنوز هم دستورات و تصمیم گیری های مهم زندگی زناشویی را از والدین خود اخذ می کنند. معمولا پدر و مادر این آقایان سخت گیر و مقرراتی هستند و شاید کمک مالی زیادی هم به زندگی اینها کرده باشند. مرزهای خانواده توسط این شوهران گسسته شده و مسائل محرمانه و خصوصی خانواده به راحتی به بیرون از خانواده منتقل می شود و افراد دیگر هم به خود اجازه می دهند در مسائل خانوادگی اینگونه شوهران دخالت کنند.

6 شوهران کمالگرا و خسیس:
این آقایان شخصیت وسواسی دارند. معیارهای نانوشته ای در ذهن خود ترسیم می کنند و آن را وحی منزل و تخلف ناپذیر تصور می کنند. به جزئیات زندگی زیاد کار دارند و گیر می دهند. برای هر چیز کوچکی در خانواده نظر می دهند. همیشه ترس از آینده دارند، اعتماد به نفس پائین ، و ایده آلی خواهی از مشخصات دیگر اینهاست. با خسیس بودن و پس انداز افراطی سعی در آرامش خاطر خود دارند. همواره امروز را فدای فردا می کنند. و فردای آنها که باعث نگرانیشان بود، هرگز نمی آید. حسرت تفریح ، مسافرت ، لباس نو، میهمانی را به سادگی و با بهانه های مختلف، بر دل زن و بچه خود می گذارند. توقع زیادی از همسرشان دارند ، انتظار بی عیب و نقص بودن خانم خود را داشته و نقاط مثبت همسرشان را نمی بینند.


محسن عزیزی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 0:44 توسط محمد مجتبی زاده | آرشیو نظرات


چرا هر وقت تعدادی از مردان جامعه ما به دور هم جمع می‌شوند و سرحال و سرکیف هستند، بحث تعدد زوجات را پیش کشیده و با شور و شوق فراوان پیرامون آن بحث و اظهار نظر می‌کنند؟ آیا جذابیت این بحث یعنی تعدد زوجات اینقدر بالا است که خیلی از مردان برای آن بها و ارزش فراوان قائل می‌شوند؟ چرا این مبحث اهمیت فراوان به خود گرفته است؟ آیا کثرت زنان به دلایل خاص عاملی در مهم شدن بحث تعدد زوجات می‌باشد؟ آیا استرس و سبک زندگی می‌تواند عاملی برای تعدد زوجات در بین مردان باشد؟
موضوع فوق‌الذکر همیشه برای مردان جامعه ما جذاب بوده است. تعداد افرادی که در جامعه ما تن به ازدواج دوم با وجود داشتن همسر اول، می‌دهند، زیاد هستند. تعدد زوجات هم به‌صورت رسمی و هم به صورت نیمه‌رسمی (همسر موقت) دیده می‌شود.
فرضیات و آراء مختلفی پیرامون این گرایش به تعدد زوجات وجود دارد که در این نوشتار سعی بر آن شده است که علل را ریشه‌یابی کرده و از بعد استرس این عمل یعنی تعدد زوجات مورد بررسی روان‌شناختانه قرار گیرد.

فرضیه عدم ارضاء روانی کامل در ارتباط جنسی زوج با زوجه
عده‌ای از مردان عدم کیفیت بالا در روابط جنسی را بین خود و همسر اول، دلیل قانع کننده‌ای می‌دانند جهت رفتن به سوی تعدد زوجات. عدم کیفیت در رفتار جنسی در زنان به دلایل مختلفی عنوان شده است. آمار و تجربیات کلینیکی در مراکز مشاوره و روان‌شناسی در جامعه نشان می‌دهند که تعدادی در حدود 30 درصد از زوج‌های ازدواج کرده در ایران دارای رفتارهای جنسی توام با لذت و استاندارد شده نیستند. یعنی کیفیت رفتارهای جنسی در زوجین، زیاد بالا نیست. به‌طور مستقیم رابطه‌ای بین عدم رضایت از رفتار جنسی و گرایش به داشتن همسر دوم یافت شده است.
به زبان ساده‌تر اینکه یکی از طرفین و یا هر دو نفر از رفتار جنسی احساس لذت و رضایت خاطر ندارند. اگر این عدم رضایت از طرف زن باشد، معمولا به دلایل عرفی‌، شرعی و قانونی‌، زن نمی‌تواند زوج دیگری برای خود انتخاب کند. اما اگر این عدم رضایت و عدم احساس لذت از طرف مرد باشد، وی به دلیل عدم محدودیت خیلی جدی، تمایل به انتخاب شریک جنسی برای خود پیدا می‌کند.
این عدم احساس لذت زمانی در رفتار زنان حاصل می‌شود که دلایل زیر وجود داشته باشد. به سخن دیگر این‌که اگر دلایل زیر وجود داشت، شما شاهد یک رفتار جنسی یکطرفه و بدون احساس لذت در زن خواهید بود و اعتقاد بر این است که با برطرف نمودن این دلایل یا کم‌رنگ نمودن آنها، می‌توان شریک جنسی (زن) را به‌طرف یک رفتار جنسی توام با لذت برای طرفین سوق داد.
اولین دلیل، نگرش زن به مسائل جنسی می‌تواند او را در به رفتار جنسی ناموفق هدایت کند. به این معنی که بعضی از زنان این پنداره غلط را در ذهن خود دارند که مردان برای خوشگذرانی و هوسرانی تمایل به انجام رفتار جنسی با زنان خود دارند و یا اینکه احساس می‌کنند که هر وقت نیاز به داشتن فرزند باشد باید نزدیکی کرد. دید توام با تابو و بد به مسائل جنسی در تعدادی از زنان و بانوان دیده می‌شود. کثیف و پلید بودن این رفتار در بیانات و صحبت‌های این بانوان قابل لمس می‌باشد.
دیگر این‌که مشکلات عاطفی در زنان هم می‌تواند دخیل در امر رفتار جنسی شود. زنانی که عدم رضایت از مردان از بعد عاطفی و روانی دارند، نمی‌توانند سرویس دهی جنسی خوبی به همسر خود داشته باشند. کدورت، بغض، نفرت و امثالهم اگر در زن نسبت به مرد وجود داشته باشد مانع بزرگی در انجام یک رفتار جنسی خوب، خواهد بود. افسردگی و خلق افسرده یکی دیگر از عواملی است که امروزه در تعدادی از زنان و بانوان جامعه ما دیده می‌شود و این خود عاملی دیگر و بازدارنده قوی‌تر در رفتار جنسی مطلوب، به حساب می‌آید. بی‌قراری و داشتن تنش یکی از عوامل دیگری است که وقتی در رفتار زن دیده می‌شود او را در ارضاء شریک جنسی خود، محدود می‌کند.
خیلی از زنان همانطور که غذا را تند و سریع و با عجله می‌خورند، می‌خواهند که شریک جنسی (همسرشان) با همان عجله و سرعت رفتار جنسی را انجام داده و به اتمام برساند. اگر رفتار جنسی کمی طولانی‌تر و یا با کیفیت‌تر شود، احساس بی‌قراری و تنش در زن دیده می‌شود. اجبار در ازدواج توسط والدین یکی دیگر از مواردی است که در فرد باعث کاهش میل جنسی شده و زوجه تمایلی به انجام با کیفیت اعمال جنسی ندارد.
داشتن اختلال رفتاری وسواس یکی دیگر از این نوع اختلالاتی است که معمولا انگیزه داشتن یک رفتار جنسی سالم را در زن تحت تاثیر قرار داده و بانوان تمایلی به انجام اعمال جنسی با کیفیت بالا نداشته و فقط انجام وظیفه می‌کنند.
داشتن افکار خاص در زنان عاملی جهت عدم تمایل به یک رفتار جنسی سالم، دیده می‌شود. زنانی که فکر می‌کنند باید برابری کامل بین مرد و زن وجود داشته باشد و به دلایلی این برابری را احساس نمی‌کنند و اینکه احساس بهره‌برداری از خود را توسط شریک جنسی دارند و یا این‌که آنان هم می‌خواهند مانند مردان هر وقت اراده کردند و خلق و خویشان اجازه داد و به قول معروف سرکیف بودند، اقدام به انجام اعمال جنسی دهند، اگر این احساس برقرار نباشد، رفتار توام با انجام وظیفه و یا بدون کیفیت دارند.
منابع و تحقیقات نشان دهنده این موضوع هستند که رفتار جنسی در انسان‌ها بستگی فراوانی به افکار، احساسات و عوامل فرهنگی، روانی دارند. بر عکس، این موضوع در حیوانات در دوره‌ای مخصوص، دوره‌ای که حیوان ماده تمایل به نزدیکی با جنس نر دارد صورت می‌گیرد . دراین دوره که توسط هورمون مشخص می‌شود، جنس نر اجازه دارد با جنس ماده نزدیکی جنسی داشته باشد.
زمانی که در انسان‌ها این عوامل فرهنگی در راستای تمایل و کسب لذت نباشد، رفتار بدون احساس و بدون تمایل صورت می‌گیرد. در مردان اگر عوامل فرهنگی و روانی مهیا نباشد، کارکردهای جنسی به حداقل رسیده و به عنوان یک عامل بازدارنده انجام اعمال جنسی ظاهر می‌شود.

فرضیه تنوع طلبی آشفته در مردان
بعضی از مردان اقدام به تعدد زوجات می‌نمایند و اینان هیچ‌گونه مشکلی در ارتباط جنسی با همسرخود ندارند. به گونه‌ای تنوع در روابط جنسی با فرد دیگری را خواستار هستند. یعنی اینان زمانی که اقدام به همسر گزینی می‌کنند، مشکلی خاص با همسر خود نداشته و فقط از بعد تنوع دست به این کار می‌زنند.
داشتن تجربه جنسی با شریک جنسی دیگر همان اندازه برایشان لذت‌بخش است که خرید یک گوشی تلفن همراه جدید و یا یک ماشین جدید. این نوع تنوع طلبی برای بسیاری از مردم جامعه ما امری عادی شده است. در این مورد با توجه به اینکه همسر اول مشکلی از نظر کلی و شرایط معمول ندارد و فقط طبع تنوع طلب فرد او را به این سو، سوق می‌دهد.
شما در خیلی از مکانها و کشورهای دنیا این تنوع طلبی را به این شدت نخواهید یافت. استرس سبک زندگی تیپ شخصیتی A ، توجیهی است بر این موضوع. یعنی امروزه درصدی از مردم ما به دلایل بودن در تیپ شخصیتی A ، این خصوصیات را نشان می‌دهند. اینان بی‌قرارند، عجول و تند در رفتار هستند. زندگی بدون کیفیت داشته و خیلی سریع از لوازم و امکانات خود زده می‌شوند. بی‌قرارند، کم تحمل بوده، یکسره خود را با دیگران مقایسه می‌کنند، دنیا را عرصه رقابت می‌دانند. در آن واحد چند کار انجام می‌دهند، از انجام امور زندگی لذت نمی‌برند. بلند پرواز و کمال‌گرا به صورت افراطی هستند.
زندگی‌شان کیفیت نداشته و فقط انجام وظیفه می‌کنند. دیگران برایشان خیلی مهم هستند. اعتماد به نفس پائین داشته و مستعد بیماری‌های قلبی عروقی، آسم، درد معده، ریزش مو و امثالهم هستند.

عوارض تعدد زوجات از دیدگاه روان‌شناختی
شاید به دید خیلی از افراد که از بیرون به موضوع تعدد زوجات نگاه می‌کنند این عمل یعنی تعدد زوجات جالب و توام با لذت باشد. اما واقعیات موجود در جامعه ما و همچنین تجربیات کلینیکی در دفاتر مشاوره، گویای حقیقتی است که خیلی از افراد با آن نا آشنا هستند. هنوز این عمل به دلایل عرفی در جامعه ما مورد قبول قرار نگرفته است. در کشور ما ملاکهای کنترل رفتار و یا ویژگی یک رفتار سالم از سه بعد یعنی بعد شرعی، قانونی و عرفی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. شاید قانون راهکارهایی را برای این کار مشخص کرده است و همچنین شرع مجوز این عمل را برای عده‌ای فراهم آورده باشد، ولی عرف جامعه با این مسئله کاملا مخالف است و کسی که به طرف تعدد زوجات می‌رود را به دید ناخوشایند نگاه کرده و انواع بر چسب‌ها را به وی می‌زند.
این عدم پذیرش جامعه خود دلیلی است بر ایجاد استرس در زندگی فرد. فرض کنید شما قصد انجام یک کار را دارید. اگر این کار با سه محور کنترلی جامعه که در بالا ذکر شده هماهنگی داشته باشد، جامعه تائیدی بر این انجام کار خواهد نمود و نه تنها هیچ‌گونه استرسی را برای شما به وجود نخواهد آورد، بلکه شما را در انجام این عمل که طبق عرف، شرع و قانون است، یاری خواهد کرد.
زمانی که فردی دست به انتخاب همسر برای دومین بار می‌زند و او دلیلی قانع کننده شرعی و عرفی و قانونی برای این کار ندارد، جامعه این رفتار را تائید نمی‌کند. او مجبور است تا مدتها این رفتار را پنهان کند. این پنهان کاری و انجام رفتارهایی بدور از انظار و همچنین ترس از آشکار کردن این رفتار، برای فرد تولید استرس می‌کند. او به ظاهر خود را موفق تلقی می‌کند ولی غافل از این‌که این مخالف عرف عمل نمودن او را از انجام رفتارهای عادی قبلی خود هم، محروم می‌کند.
به زبان ساده‌تر این‌که وقتی فردی مدتی با استرس و هیجان منفی زندگی کند و یکسره در این فکر باشد که نکند این کار و این عمل آشکار شود و دیگران از این عمل غیر عرفی مطلع شوند، کیفیت زندگی وی را کم خواهد کرد. به طور مثال رفتار جنسی با همسر دوم که در بسیاری از مواقع غیر عرفی است، اگر انجام شود که اکثراً طبق گزارش‌ها به صورت با استرس و بدون کیفیت است و یا حداقل با استرس صورت می‌گیرد (نسبت به انجام رفتار جنسی با همسر اول ) باعث می‌شود که فرد مثلاً یک رفتار جنسی ناخوشایند و همچنین با اختلال در کارکرد جنسی همراه باشد. زودانزالی یکی از عواملی است که دامن گیر مرد شده و در بین مراجعین به دفاتر مشاوره این موضوع دیده می‌شود.
کند شدن رفتار و اعمال زندگی به دلیل اشتغالات فکری بعد از همسر گزینی، اختلالات فاحشی در سطح کارکردهای معمولی فرد، به وجود خواهد آورد. از زندگی با کیفیت دیگر خبری نیست . دروغ گفتن‌های فراوان و پنهان کاری‌های زیاد در رفتار فرد عاملی است که دیگران را به شک و تردید وا می‌دارد. حساسیت ‌های زیاد را در همسر اول به وجود می‌آورد. همسر اول با کمترین شک و تردید دچار سوء ظن به مرد شده و افکار وی را مدتها مشغول این قضیه خواهد نمود.
از بین رفتن وجه و اعتبار مرد در بین فرزندان و همسر اول و خانواده، موردی است که به مراتب گزارش می‌شود. پدر جایگاه ارزشی خود را در خانه از دست می‌دهد. وقتی به دختر خود می‌گوید که دخترم تو مراقب کسانی باش که می‌خواهند به دلایل هوسرانی به تو نزدیک شوند و غیره مسلماً این دختر پذیرای این صحبت‌ها نیست چرا که رطب خورده منع رطب کی کند. پدری که خود به دلیل هوسرانی تن به ازدواج دوم داده است نمی‌تواند دخترش را از خطرات افکار هوسرانانه دیگران باز دارد.
اختلال در خواب، اختلال در خوردن، بی‌قراری، تپش قلب شدید، رانندگی با شتاب و به همراه پرخاشگری و در نهایت کم بودن کیفیت در زندگی نتیجه یک ازدواج مجدد برای بسیاری از مردم است. از هم پاشیدن سیستم خانواده، استرس و نگرانی و اضطراب که در بین کودکان خانواده دیده می‌شود و همچنین فرار دختران و پسران از سیستم گرم خانواده نتیجه دیگری از این عمل می‌باشد.
ورشکستگی مالی، از بین رفتن اعتبار و آبروی مرد در محل کار و بین همکاران، به وجود آمدن دید غیر خوشایند نسبت به فرد تجدید فراش کرده از سوی همکاران در اداره و یا بین همکاران بیرون از اداره از عوامل سوء این عمل خواهد بود.

توصیه های قابل ذکر
به نظر می‌رسد زمانی که مشکلی در خانواده به وجود می‌آید می‌توان مشکل پیش آمده را با ریش سفیدان خانواده که همان مشاوران قدیمی و یا با مشاوران جدید که همیشه در دسترس هستند، مطرح نمود . قطعا راه حل‌های لازم ارائه خواهد شد. در بعد مسائل جنسی، تکنیک‌های لازم بکار گرفته خواهد شد تا مشکل حل شود. تنوع طلبی آشفته فرد بعد از اصلاح سبک زندگی از رفتارهای پر استرس به رفتارهای بدون استرس و یا با حداقل استرس، اصلاح خواهد شد. قبل از هر اقدامی جهت تعدد زوجات یا انتخاب همسر جدید با مشاوران، مشورت کنید تا از عواقب سوء آن مطلع شوید.
داستانی را ذکر می‌کنند که فکر می‌کنم نقل آن خالی از پند و اندرز نیست. می‌گویند در زمان قدیم شاه عباس شبها ملبس به لباس دراویش در قهوه خانه‌ها و مراکز تجمع مردم حاضر می‌شد و از این طریق از اوضاع سیاسی و اجتماعی اخباری کسب می‌کرد و امور مملکت را کنترل می‌کرد.
یک شب به صورت اتفاقی در حال گشت و گذار در یک قهوه‌خانه به سه نفر که سخت مشغول گفتن خاطرات و آرزوهای خود بودند برخورد کرد. یکی از این افراد گفت که من آرزوئی ندارم جز اینکه در ظرف مخصوص شاه عباس یک وعده غذای خوب بخورم. دومی گفت که من در عمرم آرزوئی ندارم جز این‌که با اسب شاه عباس یک مرتبه دور کاخ شاه اسب سواری کنم. نفر سوم گفت من در دنیا آرزوئی ندارم جز این‌که یک شب کنار همسر شاه عباس، شب را به صبح برسانم. شاه عباس آن سه مرد را شناسایی و فردا به وزیر و افرادش دستور داد که این سه نفر را به کاخ بیاورند. برای نفر اول دستور داد که یک ظرف پر غذا کنند به این مرد بدهند تا به آرزوی دیرینه‌اش برسد. اجازه داد تا نفر دوم هم با اسب زیبا و منحصر به فردش به دور کاخ شاه عباس دوری بزند. نوبت که به فرد سوم رسید دستور داد چند تخم مرغ را آب پز نموده و به صورت ساده و چند تا را هم رنگ کنند و بیاورند. شاه عباس به مرد سوم گفت تخم‌مرغ‌ها را پوست بکن و بخور.
آن مرد تخم‌مرغ‌ها را پوست کند و یکی بعد از دیگری خورد. شاه عباس از وی سئوال کرد که بین تخم‌مرغ‌های ساده و تخم‌مرغ‌های رنگ شده فرقی داشت؟ مرد جواب داد نه. دوباره سؤال کرد که آیا از خوردن تخم‌مرغ‌های رنگی بیشتر از تخم‌مرغ‌های ساده لذت بردی؟ مرد جواب داد که نه همه این‌ها شبیه به هم بودند و فقط تخم‌مرغ بودند. شاه عباس به مرد گفت: که ای بدبخت و ای آدم ابله زن من و زن تو شبیه به همین تخم‌مرغ‌ها هستند که فرقی با هم نمی‌کنند. زن من فقط رنگ و لعاب بیشتری نسبت به زن تو دارد. و می‌گویند که دستور داد مرد را برای مدتها در زندان نگه دارند و عنوان نمود که این آدم‌ها باعث فساد می‌شوند و برای مملکت آفت‌زا هستند.
به اعتقاد مؤلف هنر در این است که انسان‌ها تلاش کنند تا آنچه را که دارند به سوی کیفیت سوق دهند نه این‌که سعی در تعویض و یا انتخاب نمونه دیگر کنند. آرامش و آسایش روانی نعمتی است که به راحتی و با یک اقدام عجولانه و بدون توجه از دست می‌رود ولی در کسب مجدد آن باید بسیار تلاش نمود.
با امید به آن‌که کلیه رفتارهایمان، ما را به سوی سلامت روان و آرامش روانی بدون استرس توام با کسب لذت سوق دهد.