چگونه مي توان در عين داشتن يك ناتواني روانپزشكي در دانشگاه موفق بود

چگونه مي توان در عين داشتن يك ناتواني روانپزشكي در دانشگاه موفق بود

واقعيت : بسياري از كساني كه ناتواي روانپزشكي دارند با موفقيت دانشگاه را به اتمام مي رسانند ! (( در آغاز خيلبي ها مي كوشيدند مرا از رفتن به دانشگاه دلسرد كنند . آنها فكر مي كردند كه من قادر به مقابله با فشار رواني نيستم در مواردي ( بويژه در ايام امتحان) خودم نيز فكر مي كردم قادر به مقابله نيستم! اما من ادامه دادم وسپس به دوره فوق ليسانس رفتم ....))
با احترام دانشجوي فوق ليسانس

زندگي دانشگاهي براي هر كسي مي تواند مشكل و تجربه اي چالش برانگيز باشد، اما براي كساني كه دچار ناتواني روانپزشكي هستند در مواردي غير قابل تحمل به نظر مي رسد .بهر حال ، در صورت برنامه ريزي دقيق ، اين ناتواني مانعي اجتناب ناپذير در مقابل موفقيت تحصيلي نيست.
آيا مشكلات خود را بازگو مي كنيد؟
تصميم گيري براي گفتن وضعيت خود به ديگران مسئله اي دشوار براي دانشجويان داراي ناتواني روان پزشكي است. خود افشايي مزايايي دارد، اما بسياري از مردم مي ترسند كه در صورت خود افشايي آسيب پذير شده ، انگشت نما گشته ويا به دليل عقايد و فرضيه هاي اشتباه مردم ، از طرف آنها مورد بد فهمي قرار خواهند گرفت .
بيان كردن مسايل دروني يك تصميم گيري شخصي است و شما بايد وضعيت خود و پيشامدها را مورد ملاحظه قرار دهيد بعضي از مسايل كه بايد مورد بررسي قرار دهيد اينها هستند:
• چگونه مي توانم از خود افشايي استفاده ببرم؟
• به چه كسي در مورد خودم بگويم و چرا؟
• به چه كس ديگري مي توانم بگويم وچرا؟

آيا حمايت بهتري بدست خواهم آورد؟
• آيا هم كلاسيها مي توانند حمايت عاطفي و عملي ( از قبيل گروههاي مطالعه ، مشاركت در يادداشتها ي كلاسي ) برايم قراهم كنند؟
• آيا در دانشگاه سرويسهاي حمايتي وجود دارند تا بتوانيم از آنها استفاده كنم ؟
• آيا كادر دانشگاه مي توانند نيازهاي ويژه مرا در نظر بگيرند؟
آيا خود افشايي تاثيرات سوئي براي من خواهد داشت؟
آيا لكة ننگي براي من خواهد شد؟
آيا ديگران براي هميشه مرا يك بيمار رواني خواهند شناخت؟
خودت و بيماري ات را بشناس
تا آنجا كه ممكن است در مورد وضعيت خود و هر چيزي كه آن را بدتر مي كند، اطلاعات كسب كنيد. درمانها و داروها و تاثيرات آنها بر روي خودتان را بشناسيد ونيز تاثيرات آنها بر زندگي دانشگاهي تان را بازشناسي كنيد. همچنين ممكن است روشهايي براي كنترل وضعيت تان ويا حتي پيشگيري از يك دوره بيماري وجود داشته باشد. با يك فرد متخصص مورد اطمينان در مورد اينكه چه اقدامي براي شما كارساز است، هم فكري كنيد.
نقاط قوت خود را بشناسيد
نقاط قوت خود را شناخته و چگونگي استفاده از آنها را در زندگي دانشگاهي ياد بگيريد. به عنوان مثال ، ممكن است شما شبها بهتر از صبحها كار كنيد. بنابراين بهتر است كه اوقات مطالعه تان را در عصر ها قرار دهيد. يا در محيطهاي طبيعي تمركز بهتري داشته باشيد، بنابراين در پاركها درس بخوانيد .اين امر بهشما كمك مي كند تا فهرستي از نقاط قوت خود را تهيه كرده وسپس چگونگي استفاده از آنها را در تكاليف تحصيلي تان تعيين نمائيد . (( داروهايم صبحها مرا خواب آلوده مي كنند من مي توانم درسهاي قبل از ظهرم را در اين ترم تغيير دهم)).
اين امر فضيه رابه نفع شما مي كند.
حوزه هايي را كه در آنها نيازمند كمك هستيد، مشخص كنيد
اين امر ممكن است بطور ساده نياز به استفاده از معلم خصوصي يا نياز به كمك جهت برنامه ريزي درسي باشد. كمك خواستن ممكن است يك ضعق تلقي شود. شناخت اينكه كجا و كي نياز به كمك داريد خودش يك نقطه قوت است. خدمات ومتخصصاني در دانشگاه ( مثلا در دفتر مشاوره ) وجود دارند كه مي توانند به شما كمك كنند . همچنين اعضاي گروه آموزشي و همكلاسيها نيز مايل هستند به شما كمك كنند، اگر شما بخواهيد.
از پيش برنامه داشته باشيد
از آنجا كه اغلب ناتواني هاي روانپزشكي ماهيت داوره اي دارند، سازمان دار بودن قعاليت هايتان و به تعويق نينداختن هيچ چيز امري اساسي است . انجام فشردة كارها ( مثلا مطالعه ) ممكن است تاكتيك مؤثري باشد. اما امكان دارد به شدت فشارزا باشد. اگر فشار رواني موجب بدتر شدن وضعيت شما گردد عاقلانه خواهد بود كه از تداوم مطالعه و نوشتن تكاليف خود داري نمائيد.
براي اينكه در مواقع خطا چه كاري انجام خواهيد داد برنامه داشته باشيد. در اغلب موارد ترك تحصيل به هنگام وقوع بحران امري غريزي و طبيعي براي دانشجويان است ، اما راه حلها ي ديگري نيز وجود دارند. يك نقشه احتمالي ازقبيل نظام بيمه مي تواند به عنوان يك دفاع شخصي در مقابل فشار رواني اضافي به هنگام بيماري عمل كند .دوباره منابع حمايتي در دسترس در دانشگاهتان را پيدا و از آنها استقاده كنيد!
ترجمه : مجيد محمود عليلو
دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

خطاهای ۱۰ گانه همسران جوان

خطاهای ۱۰ گانه همسران جوان



زوجهای جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترک هستند. آگاهی از اشتباهات معمول در اوایل ازدواج میتواند کمک کند که مانع بروز مجدد آنها شویم. در پیچ و خم دلدادگی و حـرفهای نگفته جوانی، واقعیتهای یک عمر زندگی درکنار یکدیگر، تجربه حوادث تلخ و شیرین و مهارتهای لازم برای شناخت و تجزیه و تحلیل مشکلات زندگی فراموش میشود. یادآوری چند نکته به همه ما کمک میکند تا مسافتی دورتر از شروع زندگی مشترک و رویاپردازیهای عاشقانه را مشاهده کنیم.

۱) فکر نکردن به فردای ازدواج: بعضی از همسران جوان آنچنان سرگرم جشن ازدواج میشوند که نمیدانند درگیر چه مسائلی شدهاند. شما متاهل شدهاید. جشن ازدواج شاید سرگرم کننده باشد اما فقط یک روز است. اکنون شما ناچارید با یکدیگر زندگی کنید، با هم کنار بیایید و تشکیل خانواده دهید. از برنامههای جشن و بازتاب آن، از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان لذت ببرید، اما تمام مدت، تصویر بزرگتری را در ذهن داشته باشید.

۲) تلاش برای عوض کردن خلقیات همسر: به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کردهاید که عاشقش بودهاید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرز چشمگیری تغییر نمیکنند. پس بهترین اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوتهایی که با دیگران دارد، دوست بدارید. تلاش برای عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جریحهدار کرده و زندگی مشترک شما را خراب میکند.

۳) رابطه بد با خانواده همسر: اگر تا این لحظه به رابطه شما با خانواده همسرتان لطمه وارد شده، دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشید. اولین نفری باشید که صلح را برقرار میکند، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها کسی که آزرده خاطر میشود، همسرتان است که احساس میکند بین شما گیر افتاده است.


۴) مشاجره بهجای گفتگو: پرخاشگری و فریاد زدن وجیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان کمکی نمیکند. گفتگوی آرام و منطقی، شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خود را کنترل کنید، زندگی تان را به مخاطره میاندازید. پس هر کاری را که شامل این موارد است از استراحت در میانه بحث تا طلب کمک به وسیله روشهای درمانی انجام دهید.

۵) کوتاه بودن افق دید: هیچکس دوست ندارد درباره مسائل سنگینی مثل کنترل مسائل مالی، راههای ممکن در صورت بچهدار نشدن و نحوه آمادگی برای اتفاقات پیشبینی نشدهای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل شدهاید چارهای جز صحبت درباره این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسائل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسائل با همسر خود صحبت کنید و درصورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما آن را نادیده نگیرید. زندگی، تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست. درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگتر را داشته باشید.

۶) دعواهای بیهوده: هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسائلی بحث میکند، از باز گذاشتن سر خمیردندان تا آویزان کردن لباس روی دستگیره در که در نظر دیگران بی معنی است. بحثهای خود را برای مسائل مهمتری نگه دارید. این دلخوریها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جورابهای کثیف روی زمین است، باید خودتان را خوششانس بدانید.

۷) حسادت: همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان میشود که تصور میکند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این کار میتواند سمی در رابطه شما با همسرتان باشد.

۸) زندگی کردن مانند مجردها: اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشکال نداشت که مجرد بودید و هیچ کس در منزل منتظر شما نبود. به عنوان یک فرد متاهل، انجام بعضی کارها شایسته نیست. شما میدانید درست و غلط چیست، پس کار درست را انجام دهید.

۹) غرور در زندگی مشترک: زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار میکند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترکشان انجام نمیدهد. او اجازه میدهد غرور و روشهای حل مشکلات و عشق و علاقه او، به همسرش راه پیدا کند و رابطه آنها به نتیجه برسد. باید ملایمتر باشید و راهی پیدا کنید که مسئولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.

۱۰) با هم نبودن: باید مانند یک گل از زندگی مشترک خود مراقبت کنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد کرد. بنابراین، باید برنامهریزی کنید تا مدت زمان بیشتری را در کنار همسر خود باشید.

● نکاتی که لازم است مردها بدانند
۱) طوری رفتار کنید که زن بداند وجودش حتماً لازم است، زیرا اگر این کار را نکنید افکارش او را بهجایی میکشاند که فکر میکند وجودش غیر ضروری است و شما وی را با چهارچوب دَر یکی میبینید. زنها دوست ندارند با ریسکی که میکنند زندگیشان از هم بپاشد و تنها مردان هستند که این اطمینان را در آنها به وجود میآورند.
۲) اجازه بدهید که زنها استقلالشان را حفظ کرده تا بتوانند از ایده هایشان استفاده کنند. باور کنید شما باید این اطمینان را به آنها بدهید.
۳) فکر نکنید نظر یک زن نمیتواند چارهساز باشد، این افکار قدیمی را دور بریزند. نظر او را بپذیرید و به آن فکر کنید.
۴) آقایان! لطف کنید بدانید زنها اگر موفقیتی بهدست میآورند سریعاً آن را با شما تقسیم میکنند. پس نگران نباشید.
۵) او را تنها نگذارید. به زن خود اطمینان بدهید حتی اگر میخواهد کره زمین را هم منفجر کند شما با او خواهید بود. بگذارید امتحان کند.
۶) آقایان! بدانید اگر بتوانید ترس عدم موفقیت را در همسرتان از بین ببرید بهترین همسر دنیا میشوید، باور کنید چیزی جز قدرشناسی به دست نمیآورید.
۷) آقایان!در صورت شکست همسرتان به وی آرامش بدهید نه اینکه پتکی بشوید و بر سرش فرود بیائید. همانطور که در موفقیت هایش صورتحساب جلویش میگذارید در شکستهایش هم بفرمایید حساب کنید.
۸) افکارتان را تحمیل نکنید. واقعاً دلیلی ندارد چون شما مرد هستید نظرتان قابل اجرا باشد.
۹) بدانید قدرت و اعتماد به نفس مرد به علاوه سنجش و دورنگری زن، اعتدال در زندگی مشترک را تضمین میکند.
موسسۀ روانشناختی کاریزما مشاور

سوء استفاده عاطفي چيست؟

سوء استفاده عاطفي چيست؟

سوء استفاده هر رفتاري است كه به قصد ايجاد كنترل و انقياد يك انسان ديگر انجام مي گيرد و مي تواند استفاده از ترس, توهين و تجاوز كلامي يا جسمي را شامل شود. سوء استفاده عاطفي نوعي سوء استفاده است كه ماهيتاً عاطفي و هيجان است نه جسمي. سوء استفاده عاطفي هر چيزي را شامل مي شود. سوء استفاده كلامي و انتقادگونه و فنون ظريفتري چون سرزنش, دستكاري و ترشرويي همه مثال هايي از سوء استفاده عاطفي هستند.سوء استفاده عاطفي مثل شستشوي مغزي است كه در آن بطور منظم اعتماد به نفس, ارزش شخصي, اعتماد به دريافت هاي شخصي و خود پنداره افراد تخريب مي شود. سوء استفاده عاطفي چه بوسيله زخم زبان و تحقير مداوم انجام گيرد و چه بوسيله تشر زدن يا تحت عنوان "راهنمايي" , "آموزش" و "پند" , نتيجه هميشه يكسان است. در واقع سوء استفاده شونده, هويت و ارزش شخصي خود را از دست مي دهد. سوء استفاده عاطفي به هسته دروني شخص آسيب وارد مي كند, زخمهايي ايجاد مي كند كه عميق تر و مزمن تر از جراحت هاي بدني است.

انواع سوء استفاده عاطفي
سوء استفاده عاطفي اشكال مختلفي دارد. سه الگوي عام رفتار سوء استفاده گرايانه عبارتند از: پرخاشگري, انكار و ناچيز شماري.

پرخاشگري

• بد زباني, متهم سازي, سرزنش, تهديد و دستور دادن, شكل هاي پرخاشگرانه سوء استفاده مي باشند. رفتارهاي پرخاشگرانه معمولاً مستقيم و آشكار هستند. مقام بلامنازعي كه سوء استفاده كننده از طريق بي اعتبار ساختن سوء استفاده شونده به دست آورد تعادل و خود مختاري حاكم بر روابط سالم بزرگسالي را از بين مي برد. اين الگوي ارتباطي والد _ كودك (كه شايعترين شكل سوء استفاده كلامي است) زماني به آشكارترين وجه, خود را نشان مي دهد كه سوء استفاده كننده وضع و حالت پرخاشگرانه به خود مي‌گيرد.
• سوء استفاده پرخاشگرانه گاه مي تواند شكل غير مستقيم به خود بگيرد و حتي با رفتار "ياري كردن" خلط شود. انتقاد, نصيحت, ارائه راه حل ها, موشكافي, استنطاق و پرسش از يك شخص ديگر مي تواند تلاشهاي صادقانه براي كمك تلقي شود ولي در برخي موارد اين رفتارها تلاشي در جهت تحقير و كنترل يا خوار سازي است نه كمك. سوء استفاده كننده وقتي مي گويد "من اين را بهتر از همه مي دانم" در لحن او قضاوت پنهاني است كه براي آن موقعيت نامناسب است و در روابط هم سطح, نابرابري ايجاد مي كند.

انكار

• سوء استفاده كننده به منظور تحريف يا تكذيب دريافت هاي سوء استفاده شونده از جهان, ي اعتبار سازي را به كار مي بندد. بي اعتبار سازي وقتي رخ مي دهد كه سوءاستفاده كننده از قبول واقعيت امتناع مي ورزد و آن را نمي پذيرد. براي مثال اگر سوء استفاده شونده اظهار دارد كه سوء استفاده كننده به او توهين كرده است سوء استفاده كننده مصرانه مي گويد "من هرگز اين كا را نكردم", "من نمي دانم تو درباره چه صحبت مي‌كني" و غيره.
• مضايقه كردن يك شكل ديگر انكار كردن است و شامل امتناع از شنيدن, امتناع از رابطه برقرار كردن و قهر كردن مي شود. اين شيوه انكار, گاه "اصلاح از طريق سكوت" خوانده مي شود.
• مقابله كردن زماني اتفاق مي افتد كه سوء استفاده كننده شخص تحت سوء استفاده را بخشي از خود تلقي مي كند و هر نظر يا احساسي را كه بين آنها تفاوت ايجاد مي كند, انكار مي كند.

ناچيز شماري

• ناچيز شمردن شكل افراطي انكار است. در اين شيوه سوء استفاده كننده حادثه اي را كه اتفاق افتاده انكار نمي كند ولي تجربه يا واكنش عاطفي سوء استفاده شونده را در قبال آن حادثه زير سؤال مي برد. عباراتي چون "تو بيش از حد حساس هستي", "تو خيلي اغراق مي كني" يا "تو از كاه كوه مي سازي" همگي بيان‌كننده اين نكته هستند كه عواطف و دريافت هاي سوء استفاده شونده معيوبند و نبايد به آنها اعتماد كرد.
• ناچيز شماري زماني رخ مي دهد كه سوء استفاده كننده مي گويد آنچه شما انجام داده ايد يا گفته ايد, نامربوط و بي اهميت است. اين فن شكل ظريف ناچيز شماري است.
انكار كردن و ناچيز شماري, آسيب زننده هستند. اين دو روش علاوه بر پايين آوردن عزت نفس, ايجاد تعارض و نامعتبر ساختن واقعيت, احساسات و تجارب, در واقع مي توانند دريافت ها و تجربه عاطفي شما را زير سوال ببرند و بي اعتبار سازند.

درك روابط سوء استفاده گرانه

هيچ كس نمي خواهد در يك رابطه سوء استفاده گرانه قرار گيرد ولي افرادي كه از سوي والدين يا اشخاص مهم ديگر مورد سوء استفاده كلامي قرار مي گيرند اغلب خودشان در مقام يك بزرگسال در موقعيت هاي مشابه, سوء استفاده گرانه عمل مي كنند. اگر والدين بر تجارب و هيجانات شما نام بگذارند و درباره رفتارهاي شما داوري كنند شما ياد نمي گيريد معيارهاي خاص خودتان را شكل دهيد, ديدگاه خاص خودتان را بپرورانيد و بر احساسات و دريافت هاي خود متكي باشيد. در نتيجه وقتي يك سوء استفاده كننده عاطفي در برابر شما شكل و حالت يك كنترل كننده را مي گيرد همان احساسات پيشين و حتي آرامش بخش به شما دست مي دهد هر چند چنين احساساتي مخرب هستند.
افراد مورد سوء استفاده قرار گرفته اغلب گرفتار احساساتي چون ناتواني, آزار, ترس و خشم هستند: نكته طنز آميز اين است كه سوء استفاده كننده ها هم گرفتار همين احساسات هستند خود سوء استفاده كننده احتمالاً در يك محيط عاطفي سوء استفاده گرانه بار آمده و در چنين محيطي است كه آنها سوء استفاده گري را به عنوان شيوه مقابله با احساسات ناتواني, آزار, ترس و خشم خود انتخاب مي كنند.
در نتيجه سوء استفاده كننده ها به سوي اشخاصي جذب مي شوند كه خودشان را ناتوان و درمانده مي يابند, كساني كه ياد نگرفته اند براي احساسات, دريافت ها يا ديدگاه هاي خود ارزش قائل شوند, چنين واكنش هايي به سوء استفاده كننده ها اجازه مي دهد تا احساس امنيت و كنترل بيشتري كنند و از مقابله با احساسات و دريافت هاي خود اجتناب كنند.
نخستين گام به سوي تغيير, شناسايي الگوي روابط شما مخصوصاً با اعضاي خانواده و ساير اشخاص مهم است. فقدان صراحت و وضوح در نوع رابطه اي كه شما با اشخاص مهم برقرار مي كنيد مي تواند به شيوه هاي مختلف خود را نشان دهد. براي مثال, ممكن است در برخي موارد به عنوان يك " سوء استفاده كننده" عمل كنند و در برخي موارد ديگر به عنوان يك " سوء استفاده شونده"، شناختن خود و درك گذشته خود مي تواند از ايجاد مجدد روابط سوء استفاده گرانه در زندگي شما پيشگيري كند.

آيا شما از خود سوء استفاده مي كنيد؟

معمولاً به اشخاصي كه مطابق انتظار ما رفتار مي كنند اجازه ورود به زندگي خود را مي دهيم. اگر در خود احساس حقارت و اهانت كنيم دوستان يا اشخاصي را در زندگي انتخاب مي كنيم كه اين احساسات را در ما برانگيزند. اگر برخورد منفي ديگران را تحمل مي كنيم يا با ديگران برخورد منفي مي كنيم, ممكن است با خود نيز به شيوه يكسان برخورد كنيم. براي اينكه بدانيد آيا يك سوء استفاده كننده هستيد يا سوء استفاده شونده, به نحوه رفتار و برخورد با خود توجه كنيد. چه چيزهايي به خود مي گوئيد؟ آيا افكاري چون "من يك احمقم" يا "هرگز نشده كاري را درست انجام دهم" در ذهن شما مسلط هستند؟ عشق ورزيدن به خود و دل نگراني درباره خود, عزت نفس را افزايش مي دهد و امكان روابط سالم را فراهم مي سازد.

حقوق پايه در يك رابطه


اگر شما روابط عاطفي سوء استفاده گرانه داشته ايد، ايده روشني درباره رابطه سالم نداريد. نكات زير حقوق پايه اي است كه مي بايد هميشه در روابط دو سويه و متقابل مد نظر باشند.
حق داريد انتظار نيت و رفتار خوب از ديگران داشته باشيد.
حق داريد مورد حمايت عاطفي قرار بگيريد.
حق داريد ديگران به شما گوش فرا دهند و احترام آميز پاسخ گويند.
حق داريد نظر خاصي داشته باشيد حتي اگر دوست شما نظر متفاوتي داشته باشد.
حق داريد به احساسات و تجربه شما به عنوان امري واقعي نگاه شود.
حق داريد بابت هر شوخي و رفتار بي ادبانه اي, عذر خواهي صادقانه اي دريافت كنيد.
حق داريد بابت سؤالاتي كه مي توانيد بپرسيد پاسخ هاي روشن و مطلع كننده دريافت كنيد.
حق داريد به دور از تهمت و سرزنش زندگي كنيد.
حق داريد به دور از انتقاد و داوري زندگي كنيد.
حق داريد در مورد كار و علايق شما با احترام صحبت شود.
حق داريد تشويق شويد.
حق داريد به دور از تهديد عاطفي يا فيزيكي زندگي كنيد.
حق داريد به دور از خشم و نفرت زندگي كنيد.
حق داريد با نام و عنواني كه ارزش شما را كاهش مي دهد, خوانده نشويد.
حق داريد به جاي دستور گرفتن, احترام آميز از شما درخواست شود.
چه مي توانيد انجام دهيد؟
اگر مايليد درباره سوء استفاده عاطفي بيشتر بدانيد مي توانيد به مركز مشاوره دانشگاه مراجعه كنيد. يك مشاور با تجربه مي تواند منافع مفيد در اختيار شما بگذارد و به شما كمك كند تا تاثيرات سوء استفاده عاطفي را بشناسيد و شيوه هاي سالم رابطه برقرار كردن با ديگران و توجه به نيازهاي موجود خود را ياد بگيريد.

ترجمه: عباس بخشي پور رودسري , كارشناس مركز مشاوره دانشگاه تهران
برداشت از: دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم تحقیقات و فناوری