مهریه سقف لازم دارد

مهریه سقف لازم دارد

این روزها بحث مسقف شدن میزان مهریه در میان دوستان روزنامه نگار و وبلاگ نویس داغ شده است. پس از مطالعه مقالاتی در این باب و اعتراضاتی در همین زمینه ؛ بر آن شدم که نقبی بر پیشینه تاریخی مهریه و حواشی آن بزنم. چرا که بسیاری دوستان مشکلات موجود در این بحث را به گردن اسلام می اندازند که خوب ما نیز به عنوان مسلمان مکتبی می بایست که به سوالات طرح شده در حد وسع و توان علمی و فکری خود پاسخ گوییم. باشد که منطق و عقلانیت بر تفکرات همه ی ما حاکم شود و با سلاح دانش و بی غرضی و فکر وارد میدان نقد شویم.


ریشه یابی تاریخی مهریه

در دوره ی توحش و زمانی که بشر به صورت قبیله ای زندگی می کرد ؛ ازدواج نوعی عامل تعامل اقوام به شمار می آمده است. به همین منظور ازدواج با هم خون و هم قبیله ممنوع بوده و هر کس برای ازدواج با دختری از قبیله ی دیگر اقدام می کرد می بایست پیشکشی در خور ؛ با توجه به زیبایی دختر و بزرگ بودن قبیله اش به رئیس قیبله پرداخت می نموده است.

با توجه به اینکه در آن دوران ثروت هنوز مفهوم جدی نیافته بود رسم دیگری نیز رایج بود که بر اساس آن ؛ خواستگار مدتی را در خدمت قبیله ی زن کار می کرد.

به عنوان مثال در داستان زندگی موسی می خوانیم که وقتی موسی در حال فرار از مصر بر سر چاه مدین قرار می گیرد و با دختران شعیب پیامبر آشنا می شود و زمانی که برای خواستگاری به نزد شعیب می رود ؛ شعیب به عنوان شرط ازدواج از موسی می خواهد که ده سال برای او چوپانی کند.

در هر دو صورت آنچه به عنوان پیشکش خواستگاری مطرح بوده است (چه پول و هدیه و چه توان فیزیکی) هرگز به خود زن تعلق نمی یافته است و به نوعی به قبیله و یا خانواده ی او می رسیده است.

مهریه در دوره پیش از اسلام

قبل از ظهور اسلام اعراب جاهل نیز رسمی مشابه را در آئین های ازدواج داشته اند. به این شکل که در زمان جاهلیت خواستگار باید پولی را به عنوان دستمزد پرورش دختر به پدر دختر می داده است. حتی در اقوام روشنفکر تر که دخترانشان را زنده به گور نمی کردند ؛ زمانی که دختری به متولد می شد برای تبریک به پدرش از این عبارت استفاده می شده است که « هنیئا لک النافجه » یعنی این مایه ی افزایش ثروت ترا گوارا باد.

حتی در بعضی موارد به جای پرداخت مادی ؛ دختران با هم معاوضه می شده اند. یعنی یک نفر خواهرش را به عقد کسی دیگر در می آورده و در عوض دختر او را از آن خود می کرده است. نام این نوع ازدواج هم « نکاح شغار » بوده استکه البته پیامبر آن را با خطبه « لا شغار فی الاسلام » منسوخ کرد.

پس در زمان پیش از اسلام و در دوره جاهلیت دقیقا شاهد نوعی فروش دختر به عنوان یک کالا هستیم.

چرا مهریه در اسلام منظور شده است ؟

دیدیم که مهریه اختراعی اسلامی نیست. اما چون در زمان پیش از اسلام و در دوره ی جاهلیت به غیر انسانی ترین شکل برده داری مبدل شده است اسلام مانند همه مسائل دیگر آنرا به حال خود رها نمی کند و ما در قرآن می خوانیم : و آتوا النساء صدقاتهن نحله ؛ بدین معنی که کابین زنان را به خود آنها بدهید.

پس می بینیم که قرآن ؛ در زمانه ای که مهریه به برادر و پدر دختر تعلق می گیرد ؛ نازل می شود و این استتثمار احمقانه را نفی می کند. و البته هرگز مهریه را به عنوان عامل خرید زن نمی داند و کلمه نحله نیز در این آیه به همین معنی ست.

اگر به فرهنگ لغات عرب رجوع کنیم متوجه می شویم که کلمه ی نحله در این آیه به این اشاره دارد که این مهریه تنها یک هدیه و پیشکش ازدواج است و نه هیچ عاملی برای تملک زن و خرید او یا مقایسه ی وجود انسانی اش با مظاهر مادی.

این سبک هدیه دادن و پیشکش دادن در همه ی روابط زن و مرد وجود دارد و ربطی به اسلام و ازدواج و مهریه ندارد. من سوال می کنم از همه ی دوستان عزیزم که آیا شما در روابط عاطفی با دوست پسر یا نامزد یا همسر خود تا به حال هدیه نگرفته اید ؟ و آیا این هدیه به معنی خریداری شدن شما بوده است ؟ آیا جایی به شما دستور داده اند که اگر مردی مبلغ بالایی را به عنوان مهریه قرار داد بی توجه به همه ی مسائل و چشم بسته به آغوشش بروید ؟

وقتی قرآن این آیه را نازل می کند ؛ با همه ی این شرایط ؛ عرب جاهل باز هم نمی تواند بپذیرد که حقی برای زن قائل شود. پس سعی می کند زمانی که هوس بازی اش گل کرد و قصد زن دیگری کرد ؛ به همسرش اتهام فحشا بزند و از مهر او سر باز کند. و دوباره قرآن دست به کار می شود ؛ و لا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما آتیتموهن ؛ بدین معنی که مبادا زنان را به خاطر جبران مهریه و کابین تحت مضیقه و شکنجه قرار دهید.

به خدا قسم که اسلام در زمانی ظهور می کند که به شهادت قرآن ؛ عرب های جاهل زن را به ارث می برده اند. در سوره ی نساء می خوانیم که ؛ ای کسانی که به خدا ایمان آورده اید ؛ بر شما جایز نیست که زنان پدر و برادر را به ارث ببرید. در چنین وانفسای غیر انسانی و متوحش ؛ اسلام زن را موجودی مستقل فرض می کند و برای زنی که خودش به ارث برده می شود حق ارث تعیین می کند. داد می زنید که چرا ارث زن نیم ارث مرد است. برادران و خواهران عزیزم ؛ مسلما در آن شرایط جاهلانه که دختر به عنوان ننگ خانواده ؛ زنده زنده به گور سپرده می شود ؛ پیامبر ناچار است که مسائل حقوقی را به گونه ای مطرح کند که برای عرب جاهل قابل فهم باشد. وگر نه من به جرات می گویم که امروزه بنا بر هزار و یک دلیل ارث زن و مرد با هم برابر است. مرد حق چند زنی ندارد. مرد حق تملک بر زن ندارد. جان کلام را بگیرید. ببیند اسلام در کجا و در چه زمانه ای نازل می شود و چه حرف هایی می زند. آنچه اسلام در مسائل حقوقی به میان می کشد از نظر سطح روشنفکری و مدرن گرایی در همه ی زمان ها به حد غایت است.

مهریه در اسلام به هیچ عنوان مبلغی برای خریداری زن نیست. چرا که مبلغ مهریه به خود زن تعلق دارد و عند المطالبه در اختیار اوست. هر زمان که بخواهد آن را از مرد می گیرد بدون آنکه بحث طلاق در میان باشد. استقلال اقتصادی و فکری زن در اسلام محفوظ است و مهریه اهرمی برای خریداری و تملک بر زن نبوده و نیست.

دکتر منوچهریان در کتاب « انتقاد بر قوانین مدنی ایران » می نویسد ؛ « همچنان که برای خرید باغ و خانه و اسب پول می دهیم ، مرد باید برای خرید زن هم پولی از کیسه خرج کند و البته این بها بر اساس زیبایی و و زشتی و پولداری و بی پولی زن فرق می کند » به نظر می رسد این تفکر ناشی از عدم اشراف بر مبانی حقوقی اسلام و البته اجراهای غلطی ست که در طول تاریخ بر طبق قوانین اسلام و درست بر عکس آن انجام شده است.

این که شاهدیم در خانواده های ایرانی مثل بوتیک و جمعه بازار بر سر مهریه و شیربها چانه می زنند ؛ این متعلق به اسلام نیست. این ما هستیم که این گونه با خود برخورد کرده ایم.

مسقف کردن مهریه خوب است یا بد

اگر به مهریه به عنوان یک هدیه ی ازدواج و یک پیشکش نگاه کنیم ؛ مهریه خود به خود وجود خواهد داشت و ربطی هم به قانون گذار و ایدئولوگ دینی ندارد. یک سنت فطری ست و زیبا هم هست.

اما مهریه به شکلی که امروزه مطرح است ؛ دقیقا یک سنت غلط و دست ساز انسان های کژ اندیشی ست که مهریه را به عنوان عامل تثبیت یک زندگی مشترک در نظر گرفته اند. و همین سنت غلط امروزه به یک معضل اجتماعی بدل شده است و ما شاهدیم که آمار ازدواج را کاهش داده و و نگاهی کالا گونه به زن را منجر شده است. پس هم اکنون مهریه با این تعریف فعلی یک معضل اجتماعی ست که قانون می بایست برای حل آن وارد عمل شود.

اگر به مهریه از دیدگاه دوم که دیدگاهی غلط و کودکانه است بنگریم ؛ قانون حق دارد وارد عمل شود و نگذارد که این رکن دینی تحریف شود و عاملی باشد برای کم شدن آمار ازدواج و سود جویی های غیر مشروع.

پس حقوق اقتصادی زن چگونه توجیه می شود

عده ای معتقدند چون در کشورهای جهان سوم مثل ایران معمولا اموال و مواهب مالی زندگی به نام و متعلق به مرد است ؛ و مرد به دلیل اینکه فعالیت اقتصادی را بیش از زن به عهده دارد خود را صاحب همه ی مواهب مادی خانواده تلقی می کند ؛ مهریه باید طوری در نظر گرفته شود که جبران کننده ی مافات برای زن باشد و به نوعی پشتوانه و وثیقه ازدواج قرا گیرد.

اسلام دقیقا منظوری جز این دارد. پس از آن که مهریه در قرآن به عنوان تنها یک هدیه ی ازدواج مطرح می شود در سوره نساء می خوانیم ؛ للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن ؛ بدین معنی که هم مرد و هم زن از آنچه کسب می کنند صاحب بهره اند.

یعنی در هر زمان از ازدواج ؛ هر آنچه به عنوان اموال اقتصادی یک زندگی مشترک ( چخ به نام زن و چه به نام مرد)محسوب می شود متعلق به هر دوی آنها باشد و آن دو به عنوان دو همسر که با هم یک زندگی را آغاز کرده و آن را ساخته اند در ماحصل مادی آن سهیم باشند.

پ.ن : شما جدی نگیرید اما خبر موثق دارم که خیلی از همین خانم هایی که مهریه را نوعی توهین به زن می دانند و در باب آن داد و بیداد ها کرده اند ؛ در مراسم خواستگاری خودشان به سبک های رایج امروزی و به رقم سال تولد و بلکه بیشتر مهریه تعیین کرده اند. یاد آن شعری افتادم که ؛ واعظان این جلوه در محراب و منبر می کنند........

.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر